تصویر تصادفی

نظر کاربران

نظر شما درباره محتوای سایت چیست؟
  

حاضرین در سایت

15 میهمان حاضرند

تبلیغات

از بلندای عشق

صفحه اصلی arrow  مقالات arrow مقاله arrow پارادوكس سازه‌هاي كوهستاني
پارادوكس سازه‌هاي كوهستاني چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیر   

از چند سال پيش برخي از كوه‌نوردان قديمي مازندران به مديريت دماوند توسط پايتخت‌نشينان معترض بوده‌اند تا اين كه سرانجام در همايش كوه‌نوردان مازندران به تاريخ 18/6/86 كه در ارتفاع پائين‌تر از گوسفندسرا در جبهه جنوبي برگزار گرديد با صدور قطع‌نامه‌اي اعلام نمودند چون دماوند جزو استان مازندران محسوب مي‌گردد لذا مديريت اين قله را ازاین تاريخ به بعد خود عهده‌دار مي‌گرديم (صرف‌نظر از اين كه كوه‌ها مالكيت خاصي ندارند حفظ و صيانت آنها به عهده همه مي‌باشد و دماوند به عنوان نام ايران و نماد ملي، از اهميتي به مراتب مهم‌تر و بيشتر برخوردار مي‌باشد) چند ماه پيش از اداره كل تربيت‌بدني استان مازندران اعتبار بودجه‌اي جهت ساخت پناه‌گاه در آزادكوه، دماوند و دوهزار تنكابن را دريافت نموده و بنده را مأمور ارائه طرح و اجراي آنها نمودند. عليرغم نظرم آنها صرفاً به ساخت پناه‌گاهاي مورد اشاره تأكيد داشته‌اند، چون با صاحب‌نظراني چند مشاوره نموده‌ام متوجه نظرگاه‌هاي متفاوت و گاه متناقص شده‌ام در نهايت طرح را به صورت، خريد عرصه و اعيان در آخرين آبادي مبادي ورودي قله آزادكوه (كلارك بالا) ـ رتق و فتق فيزيكي و بهداشتي پناه‌گاه‌هاي موجود در دماوند و تهيه خانه كوه‌نوردان در تنكابن با موافقت ضمني معاونت عمراني استانداري پيش برده‌ايم و اما چرا؟
چند سالي است كه بحث پناه‌گاه‌ها وارد گفتمان جامعه ورزشي كوه دوستان شده است. از اولين ساز مخالف با اين مقوله چهار سالي نمي‌گذرد كه در همان ابتدا به ساكن با يك بحث متقابل به خاموشي و فراموشي سپرده شد.
هدف اين نوشته به چالش و گفتگو كشاندن مهمي به نام ساخت و ساز در ارتفاعات براي رفاه كوه‌نوردان تحت هر عنواني مي‌باشد تا شايد با برخورد انديشه و نظرهاي گوناگون بر بستر هم‌انديشي، هم‌نظري و درك خرمندانه و با تحليل منطقي مشخص از شرايط مشخص به طريق درست رفته باشيم، لذا لازم مي‌آيد قبلاً بررسي مختصري از تاريخچه پناه‌گاه‌ها داشته باشيم: در كوه‌هاي ما سه بنا با سه سازه متفاوت با اهداف و كاركرد تقريباً مشابه از نظر ميزان بهره‌وري و قابليت برخورداري از آن ديده مي‌شود:
نخست: جان پناه، كه طبق مصوبه فدراسيون كوه‌نوردي اين گونه تعريف شده است: «مأمني مناسب جهت حفاظت كوه‌نوردان از باد و بوران و ساير عوارض طبيعي كه جنبه اطراق موقت دارد».
دوم: پناهگاه كه چنين بيان نموده است: «محلي است كه ضمن برخورداري از وسعت كافي، براي اسكان يك روزه مناسب است و داراي امكانات اوليه مانند آب، سرويس بهداشتي مي‌باشد».
سوم: مجتمع‌هاي كوهستاني يا ورزشي كه در اصطلاح كوه‌نوردان به قرارگاه معروف شده است در همان جا گويد: «محلي است كه مشخصه آن داشتن نگهبان، امكانات رفاهي، امدادي و برنامه زمان‌بندي شده منظم بوده و براي اسكان عموم مناسب است.
حال تاريخ چه اين بناها در ايران:
اولين جان‌پناه‌ها كه معمولاً بجز امكانات چهار ديواري و سقف از ساير امكانات محروم مي‌باشد شامل جان‌پناه قله توچال ساخته شده در سال 1345، لاهرود به سال 1340، اسپيدكر تهران 1326، اردلان در مسير توچال 1345 و نيز دهها مورد ديگر كه در رشته‌هاي البرز، زاگرس و قلل منفرد داخلي ايران بنا شده است.
* پناه‌گاه‌ها همان‌گونه كه تعريف شد معمولاً وسيع‌تر و مجهزتر از جان پناه‌ هايند بعضي نيز به صورت طبقات يا در كنار يكديگر بنا شده‌اند و براي اطراق طولاني‌مدت قابليت دارند و حتي بعضي داراي امكانات شبكه سراسري برق و يا مولد برق و آب‌اند.
اولين پناه‌گاه‌هايي كه ساخته شده‌اند مانند بارگاه سوم جنوبي دماوند سال 1351-  دالان كوه در شهرستان دالان به سال 1346 مي‌باشند. اما بيشتر پناه‌گاه‌ها برعكس  در سال‌هاي بعد از انقلاب ساخته شده‌اند و قدمت تقريباً دو دهه‌اي دارند. [قبل از انقلاب 17 دستگاه، بعد از انقلاب تقريباً به 100 باب توسعه يافته است] اين نشان از رشد فزاينده پناه‌گاه‌سازي در ايران دارد.
• قرارگاه‌ها يا مجتمع‌هاي كوهستاني كه تعداد آنها به دليل سازه پرهزينه و وسيع‌تر به تناسب جان پناه و پناه‌گاه بسيار كمتر مي‌باشد. مانند قرارگاه رينه كه به سال 1318 ساخته شده، شيرپلا 1339، دشت ميشان 1 همدان 1346، مجتمع كوهستاني پلنگ‌چال 1349، رودبارك 1352، سي‌سخت 1346، دشت ميشان 2 در سال 1355 ساخته شده‌اند، قرارگاه پلور، خانه كوه‌نورد مسجد، پاسگاه، خوابگاه و ديگر عناويني كه نادرند از جمله استقرارگاه‌هاي كوهستاني‌اند.
• همه اين بناها حاصل عشق و فداكاري مثال زدني و فراوان كوه‌نورداني بوده كه در آن روزگاران كه جاده‌ها تا اين حد به اعماق ارتفاعات رسوخ نكرده بود و معمولاً حمل و نقل‌هاي مصالح توسط چارپايان و يا دوش كوه‌نوردان انجام مي‌گرفت، آنهايي كه با كمترين امكانات تجهيزاتي و تداركاتي، با جان و دل، چنگ و دندان، سرما و گرما، بي‌خوابي و گرسنگي و هزاران مرارت و جفا اين بناها را به ويژه جان‌پناه‌ها و پناه‌گاه‌ها را برپا كرده‌اند. به عشق اين كه روزي، شبي، هم‌نورد يا هم‌نوعي در شرايط دشوار كوهستان در آن بيتوته نمايد و يا شايد ناجي جاني باشد، تا امكان دست‌يابي به قله فراهم‌تر گردد. چه بسا افرادي كه از امكانات شب ماني مانند چادر بي‌نصيب‌اند از اين چادر ديواري بهره جويند.
پاس داشت و قدرشناسي از زحمات بي‌شائبه و كم‌نظير اين انسانهاي سخاوتمند، فداكار و عاشق انكارناپذير مي‌باشد. اما بحث اين است كه عده‌اي بر اين باورند:
اين بناها چهره وحشي و بكر كوهستان را بهم ريخته و كوه‌نوردي را از حالت طبيعي خود خارج نموده از طرفي آنهايي كه ميل دارند صعودهاي سخت‌تري را تجربه نمايند از اهداف با ارزش‌شان دور نموده و يا ساده‌تر بگوئيم مرزهاي ركورد را ساده مي‌كنند. امروز پناه‌گاه‌هاي ما محل تجمع زباله‌ها شده و چهره زشتي به طبيعت داده، ضمناً بسياري از آنها بدست نااهلان آسيب ديده كه نياز به ترميم جدي دارند كما اينكه اكثر بناها غيراستاندارد و غيركارشناسانه بدون توجيه اقتصادي ساخته شده‌اند.
جاذبه‌هاي بكر گردشگري كوه‌ها را كاهش داده از طرفي با جذب افراد ناكارآزموده آنها را در شرايط پرمخاطره‌تري قرار داده‌ايم.
عده‌اي هم برخلاف نظريات فوق بر اين باورند كه سازه‌هاي كوهستاني موجب توسعه ورزش كوهستاني مي‌شود و به كميت بيشتري در  امكان دستيابي به قلل ايران خواهيم رسيد اين بناها مأمن كوه‌نوردان در شرايط دشوار كولاك و طوفان،‌ سرما و گرما و هرگونه عارضه آزار دهند و يا غيرقابل تحمل طبيعت  پرحادثه مي‌باشد، از جانبي امكان تهيه برخي لوازم گران‌قيمت كوه‌نوردي مانند چادر و لباس‌هاي آن‌چناني براي همگان ميسر نمي‌باشد و نيز لباس‌ها، كفش‌هاي گران‌قيمت، تجهيزات لوكس با كارآمدي بالا مانند GPS ، روپوش‌ها، گرتكس‌ها، چادرهاي ارتفاع و ... موجب كاهش ارزش صعودهاي كوه‌نوردان مي‌شوند.
* چون دانش و تكنولوژي ورزش كوه‌نوردي از اروپائيان به سرزمين ما وارد شده و مقوله سازه‌هاي كوهستاني در آلپ‌ها و پيرينه رايج مي‌باشد لذا شايد به طبع آنها ضرورت آن براي ارتفاعات را امري حتمي تلقي نموده‌ايم.
در شرايطي كه در برخي از كشورهاي دنيا مانند آلپ‌هاي فرانسه وجود پناه‌گاه‌ها و يا جان‌پناه‌ها امري كاملاً پذيرفته شده است. شامونيه 141 باب بناي كوهستاني احداث شده كه 93 واحد آن داراي امكانات فراوان از جمله نگهبان است، نيمي از سال را مشغول به كارند، بقيه ايام تقريباً تعطيل مي‌باشند فقط تعداد كمي براي كوه‌نوردان باز است. از نظر مديريتي در اختيار باشگاه كوه‌نوردي آلپ مي‌باشد. دولت در اين زمينه مداخله ندارد. هزينه ساخت، توسعه و نگهداري آنها را از عمل درآمد همان پناه‌گاه‌ها كه داراي خوابگاه مي‌باشد و يا از محل دريافت حق عضويت اعضاء‌باشگاه و كمك‌هاي مردم و يا حتي دولت بدون اين كه حقي از بابت پرداخت براي خود قايل باشند مي‌باشد. باشگاه آلپ فرانسه نزديك به يكصدهزار نفر عضو دارد. نصف عضویت (300 فرانك) براي امور پناه‌گاهها، بقيه در اختيار باشگاه جهت آموزش اعضاء، بيمه، ماليات، دستمزدها و غيره هزينه مي‌شود. اعضاء با تخفيف 50% از امكانات بي‌سيم، تلفن، تغذيه، خواب، آب گرم، رستوران، هلي‌كوپتر و غيره برخوردارند.
* برعكس در طولاني‌ترين و بلندترين فلات دنيا «تبت» و رشته بزرگ آن هيماليا موضوع پناه‌گاه كاملاً‌ منتفي مي‌باشد. در نپال، پاكستان پامير، آلتائي، كوئن‌لن و در اروپا هم همان‌گونه كه اشاره شد در جبهه‌اي از جبهه‌ها و در قله‌اي از قله‌ها جهت روان‌سازي و تسهيل در صعودهاي دشوار با اهداف گسترده‌اي مطرح نمودند كه قبل از هر چيز با روحيات و خلق و خوي و عادت مردم وفق دارد، مردمي كه در صيانت از محيط كوهستان و سلوك و سازگاري با آن شهرت فراواني دارند، باقي نقاط و جهت‌هاي كوهستان و يا برخي از قلل را كاملاً دست نخورده باقي گذاشته‌اند تا آن دسته از كوه‌نورداني كه قصد هماوردي در آلپ را دارند به اهداف خود دست يابند. نصب تله سيژ، تله‌كابين،‌ اتوبوس‌هاي هوايي، هتل‌هاي يخي، پست‌هاي گوناگون اسكي، جاده‌هاي آن‌چناني، مسيرهاي موتورسواري دوچرخه سواري كوهستاني و حتي اتومبيل‌راني را در همه پهنه آلپ تسري نداده‌اند بلكه با توجه به ظرفيت‌هاي فرهنگي خود و ظرافت و ظرفيت زيست بوم ارتفاعات صرفاً نقطه يا نقاطي را ماشيني نموده‌اند.
در حاليكه ما سعي نموده‌ايم بدون درك مشخص از شرايط عيني و ذهني جامعه، و تبعات و متعلقات چنين موضوعي بدور از واقع‌بيني آنرا بقدري غيركارشناسانه اعمال نمائيم كه حتي در قلل سه هزار متري، مجتمع‌هاي كوهستاني و پناه‌گاه‌هاي متعددي بسازيم كه نمونه بارز آن را در مسير الوند شاهد هستيم ضمن اين كه توزيع غيرمتعادلي را در پهنه كوهستانها داريم: از قله سبلان تا دماوند در مسير شمالي البرز جز در علم كوه با توجه به پراكندگي و تراكم نسبي بيشترين قلل چهارهزار متري و دست‌رسي دشوارتر مسيرهاي شمالي در اين ناحيه طولاني چنين اتفاقي نيافتاده است كه مؤيد همان بحث غيركارشناسانه و بي‌برنامه و ارائه آمارهاي كذايي با اهداف قرباني كيفيت به پاي كميت‌هاست.
* مورد ديگر اين كه در اكثر كشورهاي كوهستاني دنيا كه داراي نظم و حساب و كتاب و دروپيكراند، بهره ‌وري و برخورداري از مواهب طبيعي اعم از كوهنوردي،‌ اسكي و غيره همراه با حفظ و صيانت از محيط به بخش‌هايي از مردم كه صلاحيت آنها قبلاً به تأييد رسيده است داده‌اند. ورودي، خروجي، سرويس‌ها و امكانات در حد آن برنامه و صعود، راهنمايان، مربيان حتي تجهيزات صدور ديپلم‌هاي صعود و ساير گواهي‌نامه‌ها و غيره از ابتدا تا پايان طبق يك نظم و انضباط مثال‌زدني زيرنظر مجريان مجرب اداره مي‌شود مانند: قله كليمانجارو در تانزانيا، كازبك گرجستان، البروس روسيه، مونبلان فرانسه، آرارات تركيه به نوعي و در تمام هيمالياي نپال و چين و ...
در اكثر كشورها مانند قزاقستان و روسيه نفرات بايد مراحل ورزش كوه‌نوردي را از نظر دانش و تجربه در يك سير منطقي طي نمايند. به مانند ساير رشته‌هاي ورزشي از آماتور تا حرفه‌اي بايد مراحل خاص خود را بگذرانند. در حاليكه در اينجا كوه‌نورد با توجه به شكل و شمايل ظاهراً ساده و دل‌انگيز كوهستان بدون تكيه بر تجربه و دانش و تجهيزات لازم با تمام قوا خود را به كوه مي‌زند تا به قله‌ي بالاتر از ظرفيت خود دست يابد، بودند كساني كه از قله‌هاي 1500 متري شروع نموده در فاصله چند ماه خود را به بام ايران رسانده توچال، سبلان، علم‌كوه و بعد هم دماوند و بادي در غبغب كه همه قله‌هاي ايران را فتح نموده‌ام. كم نبوده‌اند افرادي از اين اقشار كه قرباني حوادث شدند و گناه را به گردن كوهستان مظلوم نوشته‌اند «علم كوه باز هم قرباني گرفت»
اگر سعي شود مردم بيشتري را در عرصه‌هاي پائين‌تر با توجه به فرصت‌ها و امكانات و ظرفيت‌ها و ضرايب ايمني بالا با طبيعت آشنا نمائيم با رشد كمي اين طيف از گردش گران و علاقمندان به طبيعت و ورزش كه بستر اصلي ورزش كوه‌نوردي حرفه‌اي ماست مي‌توان نفرات مستعد و لايق‌تر را پيدا نمود و در سير طبيعي و منطقي به ارتفاع بالاتر برد تا شرايط دشوار، ارتفاع بالا و وسائل پيچيده آنرا آرام آرام تجربه نمايد.
لذا موضوع پناه‌گاه بحث جدي اين اقشار نيست، در حاليكه اگر افراد تنها به اتكاي پناه‌گاه‌ها صعود نمايند با توجه به دلايلي مانند كمبود زمان به ويژه در فصول سرد سال امكانات رساندن خود به پناه‌گاه را نداشته باشند با توجه به خطراتي كه در كمين است چقدر توان مقاومت در شرايط بحراني را دارند در حاليكه چادر اين دغدغه را حل نموده است.
جالب اين كه خيلي از پناه‌گاه‌هاي ما در فصول سرد سال با توجه به تردد كم و بسته شدن درها بر اثر حجم فراوان برف و يا بهمن امكان بهره برداري را ندارند. در فصول ديگر برعكس يا مورد استفاده دام‌داران است يا شكارچيان و افراد نااهل، در تابستان به ويژه در ايام تعطيل آن قدر پرجمعيت است كه امكان استفاده را براي عموم ميسر نمي‌كند. البته موضوع مهم ديگري كه بايد چاره‌اي براي آن انديشيد. سر و صداي بسيار زياد پناه‌گاه‌نشينان ماست: عليرغم برخي اعتراضات اطرافيان عده‌‌اي تا پاسي از شب را بيدارند و با سر و صداي خود آرامش فضا را بهم مي‌ريزند، عده‌اي به دليل كوه‌گرفتگي كه معمولاً در حالت استراحت نشانگان آن ظاهر مي‌شود واكنش نشان مي‌دهند، عده‌اي نيمه‌هاي شب در تدارك صعودند، نفراتي هم از گرد راه رسيده‌اند،‌ برخي در تدارك صبحانه سحرگاهان خودند بهر روي به انحاي گوناگون شرايط نامناسب روحي و رواني حاكم لذت استراحت را به لذت خواب و بيداري مبدل مي‌نمايد. و آن از روح و فرهنگ مذموم ناديده گرفتن حقوق ديگران كه امري است رايج در جامعه ما نشأت مي‌گيرد.
قصه قديمي قصه زباله است كه خود حكايتي است در دفتر كهن تا كجا تا چند؟ قبلاً ذكر مي‌كرديم زباله فقط مربوط به مبتديان، كم‌تجربه‌گان و يا كوه‌هاي پائين دست‌تر است. در حاليكه بايد به كمال تأسف اذعان نمائيم در ارتفاعات بالاتر نيز اين معضل فرهنگي بيداد مي‌نمايد. در منطقه سرچال ساليانه چندين قاطر زباله به پائين حمل مي‌شود محلي كه مسير تردد كوه‌نوردان حرفه‌اي و پرسابقه و فني مي‌باشد.
اجحاف و تجاوز به حقوق ديگران و تفكر فرد گرايانه و عدم رعايت حق شأن ديگران كه خود يك معضل عظيم فرهنگي تلقي مي‌گردد ناشي از نبود فرهنگ اصولي و درست اعتراض و انتقادات و خود را در قبال ديگران، آيندگان، زيست بوم و جامعه مسئول ندانستن است. قصد و غرضم رد يا قبول ساز‌ه‌هاي كوهستاني نيست بلكه بررسي برخي از ريزفاكتورهاي به ظاهر كم اهميت و ورود به كريدورهاي تودرتو باريك و تاريك آن مي‌باشد و كشاندن بحث به آن حوزه‌هاست كه از بضاعت فكري فردي خارج است نياز به خرد جمعي و چالش فكري در آن مقوله است.
بررسي سفيد يا سياه حاصل عدم توجه به جوانب و حواشي موضوع و نديدن ريشه و علل موضوعات است وگرنه ارزش و اهميت پناه‌گاه‌ها بر كسي پوشيده نيست. بلكه لحاظ نمودن جوانب فرهنگي، اجتماعي و موقعيت كوهستان و مسائل فني آن مي‌باشد. چگونه است كه در برخي از كوهستان‌هاي بلند و وسيع دنيا بدون پناه‌گاه به موفقيت‌هاي شايان توجه‌اي دست يافته‌اند و چه بسا كه اولين‌ها بوده‌اند روزگاري امكانات و تجهيزات كوه‌نوردي از كيفيت و تنوع بسيار پائيني برخوردار بوده است پناه‌گاه به عنوان جبران بخشي از نقيصه عمل مي‌نمود در شرايطي كه امروز با رشد دانش ورزش كوه‌نوردي و راه‌هاي مقابله با آسيب‌هاي آن و نحوه برخورداري از لوازم فني در شرايط بحراني و بالا رفتن سطح تجارب و آموزش‌هاي گوناگون، اهميت برخورداري از تلفن همراه، بي‌سيم، GPS، ساعت‌هاي ارتفاع، امكانات اردوگاهي را نمي‌توان انكار نمود عدم برخورداري از آن‌ها شجاعت نيست، شجاعت نترسيدن و دليري و پردلي نيست، بلكه در مقابل شجاعت اخلاقي زيرپا نهادن غرورهاي بيجا، استفاده از دانش و تجربه و فن ورزش كوه‌نوردي در مواقع ضروري است كه پناه‌گاه‌هايمان هم يكي از آن تجهيزات مي‌تواند محسوب شود نه همه آن. اگر دانش و تجربه درست بهره‌وري از آن وسايل را نداشته باشيم چه فاجعه اسف‌باري رخ خواهد داد كه مي‌دهد.
رها نمودن زباله در ارتفاعات، تخريب فيزيكي پناه‌گاه‌ها، سر و صداي شبانگاهان، آلودن اطراف پناه‌گاه به فضولات انساني و پس‌مانده‌هاي غذاها، نوشتن شعارهاي سخيف و بعضاً زشت بر بدن پناه‌گاه‌ها كه به دست عاشقان كوهستان با جان و دل و خشت به خشت ساخته شده است. بهم ريختن تعادل طبيعي محيط كوه و الخ با كلام منطق قابل دفاع مي‌باشد.
ضرورت مكاني احداث بنا به پيش‌نياز فرهنگي آن و سايرين از اولويت‌اند لذا در شرايط فعلي حاكم جان‌پناه‌ها، پناه‌گاه‌ها، مجتمع‌هاي كوهستاني ما در حال نابودي‌اند، وضعيت دست‌شويي‌ها، آب آشاميدني، زباله‌ها و زباله‌دان‌ها، خروج آنها از طبيعت، مكان‌هاي نصب چادرها نابه ساماني پناه‌گاه‌هاي علم كوه ودماوند كه برخي از آنها نابود شده‌اند، رسيدگي به اين معضلات ضروري‌تر از احداث بناهاي جديد مانند مسير قله خشچال مي‌باشد اگر چنانچه قدمي در جهت توسعه آن را داريم بايد اولويت‌ها را به بناهايي داد كه كمتر در شهرهاي ما به نام خانه كوه‌نورد يا مؤسسه كوه‌نوردي، اداره كوه‌نوردي يا بهر نامي ديگر ديده شده است.
ميليون‌ها نفر هر هفته تحت عناوين گوناگون به كوه‌ها مي‌روند، هزاران كوه‌نورد صاحب آوازه و پرتلاش، اهل فكر و قلم، مربيان اهل فن و كارشناس داريم (كوه‌پيمايي يكي از ورزش‌هاي مورد علاقه فرهيختگان در طي دوران بوده و مي‌باشد) شايسته نيست كه يك مكان دائمي مناسب براي برخورداري از امكانات آن در اجراي برنامه‌هايي اعم از سخن‌راني‌ها، همايش‌هاي برگزيدگان، تجليل از ...، پرسش و پاسخ‌ها، مراسم اهداء الواح و جوايز مربيان، پيشگامان، افتخارآفرينان، مبتكران، نشست‌هاي هفتگي يا ماهيانه گروه‌ها هئيت‌ها، باشگاه‌ها، نهادها و ساير تشكل‌هاي ذي‌ربط، نمايشگاه عكس، تجهيزات و غيره نداشته باشيم.
چه بسا تيم‌هايي از اقصي نقاط كشور براي صعود به شهري مي‌آيند كه مايلند از امكانات گردش‌گري شهر برخوردار شوند، قبل و يا بعد از صعود به مناطق تفريحي و ديدني اطراف و اكناف شهر بروند. مكان موردنظر مي‌تواند استقرارگاه شبانه آنها محسوب گردد. ضمن  اينكه در شهرها امكان تبليغ با توجه به داشتن يك مكان دائمي، قانوني و رسمي براي كوه‌نوردي و توجه بيشتر مردم به اين ورزش فراهم‌تر است. به هر روي دلايل متعددي جهت توجيه اين مقوله وجود دارد كه اولويت اول را در ساخت‌وسازها و امكان موردنظر داراست.
در مرحله بعدي احداث قرارگاه كوهستاني در مبادي كوهستانها جايي كه امكان دست‌يابي براي تعداد بيشتري از مردم فراهم است توجيه‌پذيرتر از پناه‌گاه‌هاست مانند قرارگاه رودبارك‌ فضايي مناسب‌تر و پائين‌تر.
توجيه اقتصادي آن براي هيئت‌ها و مجامع كوه‌نوردي يا مالكان خصوصي حقوقي و حقيقي ذي‌ربط آن ـ برخوردي بيشتر به خاطر امكانات گسترده‌تر آن، تمرين فرهنگي در ارتفاع پائين‌تر نسبت به همزيستي مسالمت‌آميز انسان و طبيعت، پائين بودن ضريب آسيب‌هاي فيزيكي كوهستان، قابليت خنثي نمودن تبعات و حاشيه غيرفرهنگي موجود ناشي از حضور انسان، دست‌يابي به كميت بيشتر، تجربه سلوك با طبيعت با خسارت كمتر، تبادل فرهنگي بين كوه‌نوردان و مردم، پايگاه قوي و با ارزش براي تيم‌هاي جستجو و تجهيز نمودن آن لژها به لوازم و مايحتاج ضروري اين گونه برنامه‌ها و برگزاري كلاس‌ها و ... ساخت پناه‌گاه‌ها و جان‌پناه‌ها را از اولويت‌ها خارج مي‌نمايد. [كوه‌هاي بكر ميراث قابل ستايش آيندگان ماست] در پايان مايلم شيفتگان طبيعت، اهالي نظر و تجربه با هم انديشي وارد بحث مقوله قديمي مطروحه شده تا به مطلوب دست يابيم.
منابع: پناه‌گاه‌ها و جان‌‌پناه‌هاي كوهنوردي ايران، تأليف: آقايان مهندس فعال و مجيد ياسيني، مجلات كوه شماره‌هاي 24 و 25.
پرويز مشهدي