تصویر تصادفی

نظر کاربران

نظر شما درباره محتوای سایت چیست؟
  

حاضرین در سایت

13 میهمان حاضرند

تبلیغات

از بلندای عشق

صفحه اصلی arrow گزارش برنامه arrow نخستين صعود ايرانيان بر فراز قله كازبك گرجستان
نخستين صعود ايرانيان بر فراز قله كازبك گرجستان چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیر   

قله كازبك بلندترين قله از قلل قفقاز در كشور گرجستان مي باشد. ارتفاع آن( 5047 متر) «رشته كوه قفقاز در بحث گزارش صعود البروس معرفي شد.»

اينك روزشمار برنامه و ساير اطلاعات:

قله كازبك

در منطقه سردسير رشته كوه قفقاز گرجستان 5047 متر

كشور: گرجستان

مدت برنامه: 10 روز

نوع برنامه: كوهنوردي نيمه حرفه ايي در مسير يخ و برف

بهترين زمان صعود: از دهم تيرماه الي دهم شهريور ماه

درجه سختي قله: UIAA  B 2

مسير صعود: از يال جبهه شمال غربي تراورس بطرف شمال

روزشمار برنامه

روز اول: حركت از تبريز بعد از ظهر با اتوبوس دربست

روز دوم: عبور از مرز تركيه به گرجستان و شب اقامت در هتل شهر تفليس

روز سوم: حركت با اتوبوس بطرف كازبك در 160 كيلومتري شهر تفليس و اقامت در هتل در ارتفاع 1700 متر

روز چهارم: بعد از صرف صبحانه حركت با ماشين دو ديفرانسيال تا ارتفاع 2100 متر (كليساي گرگتي Gergeti ) آخرين نقطه ماشين رو، آغاز كوهپيمايي و  گذشتن از يك گردنه در ارتفاع 3100 متري فرود بطرف يخچال گرگتي و عبور از آن در صورت نياز با استفاده از طناب سپس به طرف پناهگاه در ارتفاع 3675 متري (حداكثر مدت مسير 8 ساعت) و شب اقامت در پناهگاه.

روز پنجم: رزرو جهت بدي هوا در صورت خوب بودن هوا صعود انجام مي گيرد و شب اقامت در پناهگاه.

روز ششم: ساعت 3 صبح بعد از صرف صبحانه حركت و بعد از گذشتن از شيب يخ و برف جنوبي و شكاف هاي يخي به پلاتو در ارتفاع 4500 متر رسيده و در آنجا براي صرف ناهار استراحت، سپس صعود را از شيب يخچال شمال غربي كوه ادامه و به گردنه زير قله در ارتفاع 5000 متري ميرسيم بعد يخچال نهايي زير قله را به شيب 35 درجه صعود و به قله 5047 متري زيباي برفي كازبك ميرسيم كه اين قسمت از مسير طنابي ثابت كارگذاري خواهد شد. مدت صعود 7 الي 8 ساعت و برگشت 7 ساعت خواهد بود شب همانروز اقامت در پناهگاه.

روز هفتم: صبح بعد از صرف صبحانه حركت به طرف پايين آغاز و بعد از 4 ساعت راهپيمائي به دهكده كازبگي رسيده و سپس به وسيله اتوبوس بطرف شهر تفليس و اقامت در هتل.

روز هشتم: گردش و خريد در شهر تفليس و اقامت در هتل.

روز نهم: صبح زود حركت به طرف ايران.

روز دهم: صبح در تبريز پايان برنامه.

(نخستين صعود ايرانيان بر فراز قله كازبك گرجستان)

قله كازبك بلندترين قله از قلل قفقاز در كشور گرجستان مي باشد. ارتفاع آن( 5047 متر) «رشته كوه قفقاز در بحث گزارش صعود البروس معرفي شد.»

اينك روزشمار برنامه و ساير اطلاعات:

قله كازبك

در منطقه سردسير رشته كوه قفقاز گرجستان 5047 متر

كشور: گرجستان

مدت برنامه: 10 روز

نوع برنامه: كوهنوردي نيمه حرفه ايي در مسير يخ و برف

بهترين زمان صعود: از دهم تيرماه الي دهم شهريور ماه

درجه سختي قله: UIAA  B 2

مسير صعود: از يال جبهه شمال غربي تراورس بطرف شمال

روزشمار برنامه

روز اول: حركت از تبريز بعد از ظهر با اتوبوس دربست

روز دوم: عبور از مرز تركيه به گرجستان و شب اقامت در هتل شهر تفليس

روز سوم: حركت با اتوبوس بطرف كازبك در 160 كيلومتري شهر تفليس و اقامت در هتل در ارتفاع 1700 متر

روز چهارم: بعد از صرف صبحانه حركت با ماشين دو ديفرانسيال تا ارتفاع 2100 متر (كليساي گرگتي Gergeti ) آخرين نقطه ماشين رو، آغاز كوهپيمايي و  گذشتن از يك گردنه در ارتفاع 3100 متري فرود بطرف يخچال گرگتي و عبور از آن در صورت نياز با استفاده از طناب سپس به طرف پناهگاه در ارتفاع 3675 متري (حداكثر مدت مسير 8 ساعت) و شب اقامت در پناهگاه.

روز پنجم: رزرو جهت بدي هوا در صورت خوب بودن هوا صعود انجام مي گيرد و شب اقامت در پناهگاه.

روز ششم: ساعت 3 صبح بعد از صرف صبحانه حركت و بعد از گذشتن از شيب يخ و برف جنوبي و شكاف هاي يخي به پلاتو در ارتفاع 4500 متر رسيده و در آنجا براي صرف ناهار استراحت، سپس صعود را از شيب يخچال شمال غربي كوه ادامه و به گردنه زير قله در ارتفاع 5000 متري ميرسيم بعد يخچال نهايي زير قله را به شيب 35 درجه صعود و به قله 5047 متري زيباي برفي كازبك ميرسيم كه اين قسمت از مسير طنابي ثابت كارگذاري خواهد شد. مدت صعود 7 الي 8 ساعت و برگشت 7 ساعت خواهد بود شب همانروز اقامت در پناهگاه.

روز هفتم: صبح بعد از صرف صبحانه حركت به طرف پايين آغاز و بعد از 4 ساعت راهپيمائي به دهكده كازبگي رسيده و سپس به وسيله اتوبوس بطرف شهر تفليس و اقامت در هتل.

روز هشتم: گردش و خريد در شهر تفليس و اقامت در هتل.

روز نهم: صبح زود حركت به طرف ايران.

روز دهم: صبح در تبريز پايان برنامه.

قيمت:

تعداد نفرات

10 الي 14 نفر

15 الي 19 نفر

 20 الي 24 نفر

25 الي 30 نفر

31 الي 35 نفر

هزينه براي هر نفر

950 دلار

885 دلار

835 دلار

760 دلار

705 دلار

 

 

 

خدمات شامل:

v       اخذ دعوتنامه از كشور گرجستان

v       اخذ ويزاي كشور گرجستان

v       اتوبوس دربست سوپر از تبريز به مقصد نهايي و بالعكس

v       پرداخت عوارض خروج از كشور

v       سه وعده غذاي كامل گرم در طول راه و هتل كازبكي

v       اقامت در هتل سه ستاره شهر تفليس 3 شب

v       اقامت در هتل مدرن كازبكي در نزديكي منطقه 1 شب

v       استفاده از پناهگاه بمدت سه شب

v       راهنماي صعود براي ارتفاعات

v       بيمه حوادث معادل ديه كامل

v       كاميون دو ديفرانسيال در منطقه فقط براي رفت

v       ارائه ديپلم صعود

موارد زير شامل هزينه هاي ذكر شده نيستند:

1- مكالمات تلفني

2- انعام و غيره

3- هزينه هاي شخصي

4- ناهار و شام در تفليس

5- تداركات خوراكي كوه

6- استفاده ا محتويات داخل يخچال در هتل

7- عمليات امداد و نجات شامل: هليكوپتر- ماشين- تيم امداد- پزشك- دارو- و غيره ...

تجهيزات لازم براي صعود:

1- كوله پشتي بزرگ  2- كفش دوپوش پلاستيكي  3- كفش سبك كوهپيمايي  4- كاپشن و شلوار گرتكس  5- باطوم تلسكوپي  6- كوله قله در حد 40 ليتر  7- عينك آفتابي و طوفان از نوع يووي  8- دستكش پنج انگشتي پشمي وياپلار  9- دستكش دو انگشتي گرتكس  10- گتر بلند زيپدار  11- كيسه خواب پر قو (10- درجه زير صفر)  12- جوراب پشمي  13- لباس زير پلار و يا پشمي  14- لباس زير نخي  15- چراغ پيشاني از نوع LED   16- كيسه بار  17- گرامپون فيكس دار  18- جوراب پشمي دو جفت  19- ليوان، قاشق، كارد  20- كلاه پشمي وياپلار  21- زيرانداز، دمپايي  22- صندلي صعود قابل رگلاج  23- كارابين پيج دار و هشت فرود واسلينگ هر كدام يك عدد در صورت موجود بودن يك عدد يومار  24- مسواك و خميردندان و كرم آفتاب  25- دوربين عكاسي، فيلمبرداري و با فيلم و باطري مربوطه  26- قمقمه آب  27- لوازم شخصي و بهداشتي و دارو  28- خودكار و كاغذ و ساعت، تلفن همراه، دوربين عكاسي و فيلمبرداري و باطري هاي اضافي و شارژهاي مربوطه.

آمادگي لازم براي صعود:

داشتن قدرت بدني و فيزيولوژي خوب در ارتفاع، آشنايي و آمادگي لازم براي صعود با گرامپون در شبهاي يخ و برف و عبور از شكافهاي يخي در ارتفاعات، ضمنا براي افراد شركت كننده گذراندن كلاس كارآموزي يخ و برف توصيه مي گردد.

مدارك لازم جهت ثبت نام:

 

اصل گذرنامه+ يك قطعه عكس+ پرنمودن فرم ثبت نام+ گواهي سلامت از پزشك+ اصل فيش پيش پرداختي مبلغ 000/ 2000 دو ميليون ريال و مابقي موقع حركت بصورت دلار و يا به نرخ روز دلار بصورت ريال نقدا دريافت ميشود.

ساعت 12 شب جمعه 25/ 4/ 1383 شروع برنامه حركت از تبريز با 12 كوهنورد، يك نفر راننده و يك نفر كمك راننده، 5 صبح به بازرگان رسيديم با حرف 1 ساعت وقت براي اداي تشريفات قانوني خروج از ايران و ورود به تركيه در دو مرز گذشت و ساعت 5/ 7 صبح به شهر كوچك دوغوبايزيد رسيديم و صبحانه خورديم. ساعت 5/ 8  حركت به سمت شمال شرقي تركيه و عبور از دامنه هاي زيباي شمالي آرارات مانند ضلع شمالي دماوند جلوه قشنگي از رخ پربرف خود را نشان مي دهد.

از شهرهاي سوژن، ايقدير، كولوق، حاشيه مرزي ارمنستان، توزلوگا به ديغور، پازاسيك، قارص، سوسوز، خاص كوي، كاتاك، خاناق، داسال، امين بي گذشته و با طي نمودن حدود 360 كيلومتر مسافت به مرز كشور گرجستان رسيديم، در طول مسير علف زارها و مراتع وسيع و انبوه[1] روستاهاي فقير و مردماني كوه پايه نشين كه با شغل دامداري روزگار مي گذراندند، هرازگاهي جنگل هاي سوزني بصورت واحدهاي وسيع و نيز جنگل هاي پراكنده پهن برگ از جلوي ديده گان ما مي گذشتند.

خط لوله طولاني گاز و نفت باكو به تركيه كه در حال احداث بود و از همه اين ناهمواريها مانند ماري بزرگ و طولاني پيچ و تاب مي خورد و تا كيلومترها ديده مي شد.

امروز ساعت 2 بعد از ظهر است وارد گمرك كشور گرجستان شديم و حدود 3 ساعت وقت براي ورودمان صرف شد با توجه به اين كه همه كارها را از مرز شركت گرجستاني طرف قرارداد مؤسسه آذركوه انجام داده كه اين قدر وقت صرف شد. تا اولين شهر مرزي گرجي ها جاده خاكي بود و بعد آسفالت بدتر از خاكي و خانه هاي قديمي كه از چوب و سنگ و گل ساخته شده بود. و مردماني كم بضاعت ولي طبيعت فوق العاده زيبا (جنگل هاي وسيع و كم ارتفاع و انبوه پهن برگ و رودهاي پرآب مراتع وسيع و غني كه تا نوك قله ها مانند فرشي سبز جلوه مي نمود. برعكس مراتع ما كه با چراي بي رويه رمق چراندن را ندارد.

كم كم به جاده شوسه درجه يك رسيديم و از چند شهر گذشتيم اينجا شهرها مانند مسير تركيه تقريبا به هم نزديك هستند زيرا از بيابان نمي گذرد، كشاورز و زندگي فعال و روستاهاي پراكنده كه تا به تفليس مي رسيم ادامه دارد.

تفليس (پايتخت) در يك طبيعت لايزال بنا شده است[2]. رودخانه بزرگي از وسط شهر مي گذرد، ساختمان هاي باشكوه با معماري باستاني و جنگل اطراف شهر در كنار آن مردماني با سطح نازل زندگي اما با فرهنگي بالاتر از حد انتظار شبي را در تفليس مي خوابيم و فردا صبح آن را به مقصد شمال (كازبكي) ترك مي كنيم. فاصله اين دو شهر حدود 160 كيلومتر است و ما با سپري كردن 5 ساعت وقت به آن مي رسيم چون جاده كوهستاني بود و از طرفي مناظر بسيار ديدني از آبشارها و درياچه هاي كوچك و رودهاي خروشان و مراتع ديدني داشت موجب شد كه آرام تر مي رفتيم و هراگاهي هم پائين آمده از مجسمه و هنرهاي گوناگون در اعماق اين مناظر تصوير مي گرفتيم. شهر كوچك كازبكي با ارتفاع 1700 متر با هواي باراني و سرد خود به استقبال ما آمد و شبي را در هتل كوچك ولي زيبا و مرتب آن به سر برديم، شب راحت و پرخوابي داشتيم آقاي اماني امشب را 15 ساعت خوابيد از 5 بعد از ظهر تا 8 صبح و امروز يكشنبه تعطيل عمومي است. ساعت اينجا (گرجستان) نيم ساعت از ساعت ايران عقب تر است.

روس ها صبحانه مفصلي را تدارك مي بينند. برعكس شام آنها كه چندان مناسب نيست. پس از صرف صبحانه و تحويل بارهايمان به يك ماشين كمك دار (گاز روسي) قديمي همراه 6 نفر ديگر كه راهنما و مسئولين فني تيم بودند سوار كاميون ها شديم در يك هواي نيمه ابري از جاده خاكي پرشيب داخل جنگل گذشتيم تا به كنار كليساي گرگتي (Gergeti )، (2100 متر) كليسايي با شكوه و قديمي در مكاني متروكه و دور برفراز تپه‌اي هموار كه از دور دست ها هم قابل رؤيت است، رسيديم.

اكنون ساعت 5/10 صبح است كوله ها را بدوش گرفته و از مسيرهاي علفي و گل هاي فراوان كه ديگر از پوشش درختي خبري نبود شروع به كوهپيمايي نموديم. بهار اين منطقه حدود 40 روز از منطقه ما عقب تر است. پس از عبور از شيب هاي ملايم حدود 2 ساعت بعد به اول يخچال گرگتي رسيديم و نهار را در ارتفاع 2600 متر صرف نموديم تا اين كه بارهاي جمعي تيم را باربرها با اسب هاي خود آوردند.

از اين جا چون امكان گير كردن درون شكاف هاي احتمالي يخچال بود نفرات با فاصله و آهسته ولي بدون حمايت حركت مي كردند. با راهنمايي يكي از راهنماها كه مجرب تر و كارآزموده تر بود همه سالم به پناهگاه رسيديم. اين پناهگاه بزرگ داراي 20 اطاق خواب كوچك و بزرگ كه حدود 200 نفر را در خود جاي مي‌داد ساختماني دو طبقه قديمي با بنايي سنگي و امكانات آشپزخانه و ژنراتور برق، بوفه و سرويس هاي بهداشتي در كنار يك چشمه پرآب ساخته شده بود. اتاق هاي كوچك داراي تخت 2 طبقه بودند و اتاق هاي بزرگ بدون تخت بصورت تجمعي بود.

چند تيم از جمهوري چك، روس، گرجي به اين جا آمده بودند كه توي آشپزخانه با آنها آشنا شديم. ساعت 10 شب متوجه باريدن برف و خرابي اوضاع جوي شديم، چون قرار بود جهت هم هوايي فردا را به يكي از قلل نزديك پناه گاه به نام اورتسوري (4365 متر) برويم ظاهرا بدليل اوضاع بد جوي بهم خورد.

امشب شام مختصري از سوپ و چاي و شيريني خورديم و در يك اتاق 20 متري بچه هاي لوله و ماشين سازي تهران و آقاي اماني و من اطراق نموديم. پرحرفي و سرو صداي برخي بچه ها (كه توي برخي از كوهنوردان ايران متداول است بخصوص در پناه گاه ها تا صبح با حرف و سر و صدا موجب بي خوابي ديگران مي شوند و هيچ توجهي به حقوق ديگران ندارند) كم خوابيديم.

پس از خوردن صبحانه با گپ و چاي و شوخي امروز را در كنار هواي برفي هر چند امكانات سرگرمي نداشتيم را به عصر رسانديم. عصر امروز هوا صاف شد و دقايقي بعد آفتاب تابيدن گرفت قبل از آن بحث هاي زيادي شده بود عده اي بخصوص مسئولين برنامه پيشنهاد مي دادند چنان چه خرابي هوا ادامه يابد صعود كنسل مي شود. من و آقاي اماني و چند نفر ديگر مخالفت مي كرديم نظرمان اين بود كه چون اولين بار است يك تيم از كشور ايران به اين قله مي آيد. از طرفي با اين همه هزينه هاي وقت و پول شايسته نيست ما برگرديم حتي اگر 2 روز ديگر هم شده بمانيم. لذا همه تصميم ها موكول به هواي فردا صبح شد كه متوجه روند رو به بهبودي هوا شديم و شادمان از اجراي برنامه فردا كوله هاي قله را مهيا نموديم.

تداركات شام به عهده گرجي ها بود كه چندان با ذائقه ما سازگاري نداشت با خوردن مختصري شام زودهنگام به داخل كيسه هاي خواب خزيديم، ايضا سر و صداهاي كوهنوردان خودي خواب را از ما ربوده بود ساعت 3 بامداد بيدار شده و كمي شير و بيسكويت خورديم و ساعت 45/4 دقيقه صبح روز سه شنبه 30/ 4/ 83  تيم يازده نفره ما به صف شد به همراه 4 نفر راهنماي تفليسي و كازبكي جوان جمعا 15 نفر شديم.

اولين گام ها را روي برف هاي تازه باريده بر بستر يخي برداشتيم حدود 2 ساعت با شيب ملايم رفتيم كه ناگهان م داخل يك شكاف گير كردم چون تنگ بود نيمي از بدنم بيرون ماند با كمك دست هاي خود و ياري بچه ها بيرون آمدم. از اين نقطه بود كه به دستور ليدر تيم افراد به 4 دسته تقسيم شدند.

همه ما صندلي را به تن نموده و ابزار مورد نياز را بسته، كرامپون را به كفش ها بستيم. هر دسته تيم با يك راهنما كه جلوتر از همه بود در يك گروه قرار گرفتيم كم كم خطر دهليزها، بهمن ها، شكاف هاي عميق و كم عمق عريض و تنگ هر كدام به شكل هايي تهديدآميز بود. چون برف باريده شب قبل حدود نيم متر بود و بعد از آن باد آنها را كاملا در سطوح ناهموار، هموار كرده بود و بعد هم يخ زدگي آن برف ها همه تله هايي روي معابر پرمخاطره شده بود.

حركت تيم خيلي كند شد، هم شيب تندتر شده بود و هم افراد اكثرا كار كرده اي را تجربه نكرده بودند. آبشارهاي يخي، قنديل هاي عظيم آويخته از سقف صخره ها و قطعات بزرگ يخي كه از هم جدا شده بودند منظره زيبايي به خود گرفته بود. بهمن هاي فشرده اي از برف هاي تازه كه روي بسته يخ زده خود مي لغزيدند و در انتهاي قيف خود تخليه مي شدند و با تابش بيشتر آفتاب سنگ ها هرازگاهي از صخره ها جدا شده و تا انتهاي شيب خود مي غلطيد.

اين قله از ارتفاع 4000 متر به بالا چون زاويه شيب تندتر مي شود مسير صعود معمول آن را بهمن تهديد مي كند.

راه صعود از جبهه شمال شرقي به شمال است يك دور شبه حلزوني يعني حركت از شمال شرقي به بعد شرق و شمال از جنوب شرقي به سوي شمال غربي رفتيم يعني 2 دايره قله را در ارتفاع 4000 متر پيموديم.

بقيه مسيرها كاملا فني است و نياز به تجهيزات سنگ نوردي و پيمايش يخچال و گاهي يخ نوردي مي باشد.

راهنماهاي بي باك بيشتر راه را با ريسك تراورس حركت كردند در ارتفاع 4700 متر ناگهان گروه جلو ما كه در يك طناب حركت مي كردند دچار مشكل شدند و آن سقوط يكي از كوهنوردان گرجي كه از لوله ماشين سازي آمده بودند به نام محمد قراگوزلو داخل شكافي گير كرده و با زمين گير شدن نفرات جلو عقب [جلو راهنماي گرجي و عقب آقاي اماني] با حمايت كلنگ از ادامه سقوط او جلوگيري نمودند و بعد با زدن كارگاه با يومار و پروسيك كم كم او را به سمت بالا كشيدند.

تقريبا با روش زایلوره محمد بدون آسيبي نجات پيدا نمود. شيب و شكل و موقعيت يخچالي و شكاف هاي قله شباهتي به البروس و دماوند ندارد. صعود امروز ما مانند صعود زمستاني دماوند بود قرار بود در يك مكان هموار نهار را صرف نمائيم اما به دليل هجوم انبوه ابرها از دور دست به سوي ما موجب تعجيل شد و از خوردن غذا منصرف شده به سوي قله رهسپار شديم. اكنون ساعت 1 بعد از ظهر به وقت محلي است همگي روي چكاد قله كازبكي قرار گرفتيم از طناب ها خارج شده و مشغول به اجراي مراسم ويژه صعود قله ها شديم.

آن دور دست ها قله البروس را مي شد ديد كه در ميان غباري كم رنگ خودنمايي مي نمود و از آن دور دست ها تا كازبك قلل نوك تيز و سوزني شكل و يخچال هاي زيباي آن  هم زيبايي هاي كوهستان در فضاي سرد و پر برف آن دل انگيز و غرورآفرين بود كه نظاره گر ما بودند.

در حالي كه غرق در شادي و نشاط بوديم و كم كم به ثبت و ضبط لحظه هاي كم نظير خود بوديم ناگهان توده وسيعي از ابر سياه از آن سوي چكاد قله به سمت ما هجوم برده و لحظاتي بعد تمام قفقاز در تيرگي مه و باد و كم كم در بارش برف از ديدگان ما محو شد. بقول آقاي اماني ما دوزخ و بهشت را در چند لحظه كنار هم ديديم. با بانگ بلند و يكصدا سرود ملي «اي ايران» و گرفتن چند عكس دست پاچه اي سريع سرازير شديم.

ما در تمام فرود شايد فاصله 2 متري خود را بصورت شبه اي مي ديديم فقط طناب ها و صداهاي ما به هم وصل بود و خودمان هم ديگر را نمي ديديم. بهر روي بيم گم شدن و ساير خطرات احتمالي ما را تهديد مي كرد ساعت 5/5 بعد از ظهر همگي سالم به پناهگاه رسيديم. جالب اين كه گاید اجازه نداد تا پناه گاه كسي از كرده خود خارج شود. ساعت 6 غروب آشپز تپل و جوان گرجي با سوپ گرم خود از ما پذيرايي مي نمود.

ديگه كسي حال شام خوردن را نداشت همگي بخواب رفتيم تا جبران كم خوابي شب قبل و خستگي اجراي برنامه را بنمائيم.

امروز 4 شنبه است پس از صرف صبحانه گرجي ها ساعت 9 صبح به همراه راهنماهاي خود به سوي كليساي گرگتي حركت نموديم 5/2 ساعت بعد آن جا بوديم. چون ماشين براي رفتن ما به پائين سرقرار نيامد ناچار كوله را به دوش گرفتيم پشت سر آقاي كفاش در مسير جاده به سوي روستا حركت نموديم و سرانجام تا هتل را پياده رفتيم چون فرصت لازم براي رفتن را داشتيم نهار را در هتل خورديم پس از صرف نهار و جمع نمودن اثاثيه خود سوار اتوبوس شديم و پيش به سوي تفليس، 5 ساعت بعد تفليس بوديم. عصر امروز جهت تماشاي شهر در خيابان هاي آن گردش كرديم. اماكن تاريخي كه بيشتر مربوط به زمان اقتدار ايران بر گرجستان بود و خيابان هاي وسيع و بي ترافيك و چهره باستاني تقريبا حفظ شده شهر كه بافت سنتي ان نوسازي نشده بود و بناهاي مربوط به دوران تزار و يا استالين هنوز بر جاي خود با سيمان بري هاي زيبا استوار بودند.

در تفليس چيز قابل توجهي براي سوغات پيدا نكرديم و تجارت پر رونقي هم نديديم پول ها را كه تبديل نموديم هر 100 دلار آمريكا حدود 190 لاري (لاري واحد پول گرجستان مي باشد) كه تقريبا هر لاري حدود 520 تومان پول مملكت ماست.

بخاطر بارش شديد سه شب زودتر شهر را ترك نموديم. [توسط يك دستگاه تاكسي كه مبلغ كمي را مطالبه نمود حدود 2 ساعت شهر و اماكن مهم و ديدني آن بخصوص بناهاي دوران تيموريان را ديدن نموديم و با همان تاكسي در هواي باراني به هتل آمديم] هم هنگام رفتن و هم آمدن در شهر تفليس توقف كامل يك روزه نداشتيم كه در شهر تفريح و گردش خوبي داشته باشيم چون ويزاي چند نفر از بچه ها فردا تمام مي شد قرار شد روز بعد ساعت 8 به سوي تركيه حركت نمائيم. از شهر هاي جنگلي و سرسبز گرجستان گذشتيم و وارد مرز تركيه شديم جالب توجه اين كه در نزديكي مرز گرجستان به تركيه در حاشيه يكي از روستاها قصابي كنار خياباني برپا بود و آقاي بالايي يك گوسفند پوست كنده را خريد با خود به جاي خوش منظره اي كه آب چشمه و مزارع گندم داشت برده همان جا كباب كرده با نان اسكو كه زيادي آن روي دست ما باد كرده بود خورديم. در تمام سرزمين گرجستان هيچ بياباني ديده نمي شود حتي تفليس در جنگل كم ارتفاعي بنا شده از مرز گرجستان گذشته شبانه وارد تركيه و شهر ايغدر شده مقداري خريد سوغاتي از البسه و شكلات تركيه نموده و براي كوهنوردان ما مقداري تي شرت به سوغات آورديم و صبح كنار مرز كشورمان بوديم ظهر به تبريز رسيده صبح امروز جمعه 4/5/83 من تنكابن جلوي اداره تربيت بدني با قرباني كردن گوسفند و نصب پارچه هاي فراوان و دسته ها و حلقه هاي گل در ميان انبوه مردم ورزش دوست و عاشقان كوهستان استقبال شايان توجهي از من و آقاي خيراله اماني به عمل آمده و اين كار فرهنگي توجه بخش وسيع تري از مردم را معطوف ورزش كوهنوردي نمود.



[1] - در سرزمين گرجستان به دليل تناسب منطقي دام و مرتع كه دام بسيار كم تر از عرصه مرتع مي باشد و هيچ گونه چراي بي رويه در مراتع آن ديده نمي شود و از طرفي رطوبت كافي ناشي از نزولات جوي و چشمه ها و رودهاي بسيار زياد موجب شد كه تا نوك قله ها و كوه هاي ان در تمام چين خوردگي ها فرش سبزي از چمن و گل ديده شود. ضمنا آنها در كنار روستاهاي خود بيشتر به پرورش خوك مشغول اند ولي متأسفانه مراتع ما در بالادست ها هم به دليل رطوبت كم كه فاكتور چندان تعيين كننده اي نيست و هم چراي بسيار بالاتر از ظرفيت و سوزاندن بوته ها و به خصوص بوته هاي گون و رونده هاي سوزني برگ و تراش و نابودي درختچه ها، نسبت به مراتع ما بي رحمي زيادي شد و اين ثروت همگاني و ملي ما توسط عده اي نا اهل و شايد بي اطلاع از عواقب كارشان جهت تأمين نفع شخصي منافع عموم را ناديده گرفته و به سرعت رو به نابودي مي رود و چهره زيباي مراتع ما از بين رفته است كه لازم است فكر و چاره كارشناسانه اي براي حل اين معضل شود. با عنايت به اين كه طرح خروج دام از مراتع غرب استان مازندران طرح موفقي اعلام نشده است نياز به تجديد نظر و مطالعه بيشتري مي باشد.

[2] - در شهر جاشوري گرجستان مجسمه عظيم استالين با چهره زمخت قفقازي به شهر خيره شده بود. در همه نقاط گرجستان حتي در روستاهاي آن و بعضاً در جنگل هاي تنگ مسير خيابان ها انواع مجسمه ها از مفاخر علمي، ادبي، سياسي و ساير مشاهير ديده مي شد، بر سینه برخي ديوارهاي بلند نقاشي ها و يا كنده كاري ها و يا نقش برجسته هاي گوناگون و رنگارنگ و زيبا از اساطير و افسانه ها و گاهي برگرفته از شاه نامه حكيم ابوالقاسم فردوسي جلوه خاصي داشت. الواح بزرگ سنگي در ميادين و نقاط مهم شهرها كه بسيار بلند بودند و بر روي آن با خطوط روسي نام شهداي آن منطقه نوشته شده بود و چيزي شبيه زيارت گاه مردم شده بود اكثر مردم در روز يكشنبه روبروي اين الواح يادبود مي ايستادند و با نثار گل و خواندن ادعيه و بعضي هم با روشن نمودن شمع پاي الواح از شهداي جنگ جهاني دوم كه قرباني اهداف شوم (نازيست ها (فاشيسم هيتلري) شده بودند ياد مي كردند. كلا گرجي ها مردماني خون گرم و مظلوم اند و از نظر فرهنگي عليرغم فقر نسبتا زياد مردماني با فرهنگ اند.