گزارش برنامه
اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار| اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار |
|
|
| نویسنده مدیر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کمپ اصلی اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار- بهار 1385 نخست معرفی کشور نپال: کشور نپال با 140797 کیلومتر مربع وسعت (نود و سومین کشور جهان) در نیم کرۀ شمالی و نیم کرۀ شرق، در جنوب قارۀ آسیا واقع در هیمالیا بین دو کشور چین (در شمال) و هند (در جنوب و غرب) واقع شده، و از شرق به سیکیم (Sikkim) محدود میشود. این کشور به هیچ دریایی راه ندارد. کاتماندو پایتخت این کشور در طول جغرافیایی 42/27 شمالی و 19/85 شرقی و ساعت بینالمللی 7/5+ قرار دارد. کشور کوهستانی نپال که رشته کوه مرتفع هیمالیا قسمت اعظم آن را در شمال پوشانده است، از جنوب به جلگۀ پست ترای و رودخانۀ گنگ منتهی شده و نواحی مرکزی آن تپهای میباشد. از جمله رودهای آن میتوان گنگ، کرنالی، کالی، کوسی، آرون، بهری و گانداک را نام برد که همه از تبت و دیوار هیمالیا سرچشمه میگیرند. آب و هوای آن در نواحی مرتفع معتدل کوهستانی، و در نواحی بسیار بلند سرد و کوهستانی، و در بعضی نقاط نیمه استوایی میباشد. فصول خشک آن فروردین، اردیبهشت و خرداد است. بخصوص در خرداد ماه هوا کاملاً خشک و پر گرد و غبار میشود و بعد از آن فصل موسمی شروع میگردد تا مهر ماه. میزان بارندگی کاتماندو در فروردین 23 میلیمتر و در مرداد ماه 372 میلیلیتر است. از قلل مهم نپال اورست، آناپورنا، دهائولاگیری، کان چون چونگا، لوتسه، ماکالو، ماناسلو، چوآیو و شیشاپانگما هستند که همه از قلل هشت هزار متری این کشور میباشند. البته اکثر این قلل مناطق مرزی چین و نپال را تشکیل میدهند. کمپ اصلی اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار- بهار 1385 نخست معرفی کشور نپال: کشور نپال با 140797 کیلومتر مربع وسعت (نود و سومین کشور جهان) در نیم کرۀ شمالی و نیم کرۀ شرق، در جنوب قارۀ آسیا واقع در هیمالیا بین دو کشور چین (در شمال) و هند (در جنوب و غرب) واقع شده، و از شرق به سیکیم (Sikkim) محدود میشود. این کشور به هیچ دریایی راه ندارد. کاتماندو پایتخت این کشور در طول جغرافیایی 42/27 شمالی و 19/85 شرقی و ساعت بینالمللی 7/5+ قرار دارد. کشور کوهستانی نپال که رشته کوه مرتفع هیمالیا قسمت اعظم آن را در شمال پوشانده است، از جنوب به جلگۀ پست ترای و رودخانۀ گنگ منتهی شده و نواحی مرکزی آن تپهای میباشد. از جمله رودهای آن میتوان گنگ، کرنالی، کالی، کوسی، آرون، بهری و گانداک را نام برد که همه از تبت و دیوار هیمالیا سرچشمه میگیرند. آب و هوای آن در نواحی مرتفع معتدل کوهستانی، و در نواحی بسیار بلند سرد و کوهستانی، و در بعضی نقاط نیمه استوایی میباشد. فصول خشک آن فروردین، اردیبهشت و خرداد است. بخصوص در خرداد ماه هوا کاملاً خشک و پر گرد و غبار میشود و بعد از آن فصل موسمی شروع میگردد تا مهر ماه. میزان بارندگی کاتماندو در فروردین 23 میلیمتر و در مرداد ماه 372 میلیلیتر است. از قلل مهم نپال اورست، آناپورنا، دهائولاگیری، کان چون چونگا، لوتسه، ماکالو، ماناسلو، چوآیو و شیشاپانگما هستند که همه از قلل هشت هزار متری این کشور میباشند. البته اکثر این قلل مناطق مرزی چین و نپال را تشکیل میدهند. جدول زیر همۀ قلل هشت هزار متری جهان را معرفی مینماید:
جمعیت جمعیت این کشور حدود 25 میلیون نفر است و تراکم نسبی جمعیت آن 170 نفر. 95% مردم این کشور ساکن روستاها هستند. پر جمعیت ترین شهر آن پایتختش کاتماندو است. نیم در صد مردم بالای 60 سال عمر میکنند، متوسط عمر 44 سال میباشد و نرخ رشد جمعیت5/2% است. نژاد مردم نپال مخلوطی از تیرههای تبتی و هندی است. ملیت مردم نپال نپالی است که خود از بزرگروههای نژادی به حساب میآید.سایر گروههای نژادی شامل: نیوار (Newar)، گرونگ (Gurung)، ماگار (Magar)، بهوتیا (Bhotia)، ری (Rai)، لیمبو (Limbu)، شرپا، بهاری و تارو میباشند. نژاد نپالی 58% و نژادی بهاری 19% جمعیت را تشکیل میدهد. نیوارها عمدتاً در کاتماندو زندگی میکنند و 3% جمعیت را تشکیل میدهند. زبان رسمی آنها نپالی است ولی زبانهای بیهاری و گورخانی نیز رایج است. شهرهای مهم[1] نپال عبارتند از: بیرات نگر (Biratnegar)، نپال گنج (Nepal Gang)، سالیان (Sallyan)، پیوتان (Pyutan) و بیر گنج (Ber Gang) میباشند. لومبینی یکی دیگر از شهرهای مهم کشور نپال است که چون زادگاه بودا است، بسیار مورد احترام و توجه مردم میباشد. این شهر در نزدیکی مرز نپال و هند واقع است. حکومت نپال پادشاهی مشروطۀ سلطنتی میباشد و نخست وزیر نقش مهمی در تحولات سیاسی دارد. قوۀ قانونگذاری آن با 140 عضو از طبقات و احزاب گوناگون میباشد. نپال در 1951 به استقلال رسید و عضو سازمان ملل شد. احزاب سیاسی آن عبارتند از: حزب کنگره- حزب محافظه کار دموکراتیک ملی- حزب کارگران و برزگران (کمونیسم)- حزب راست اقبال- جبهۀ ملی متحد- حزب کمونیسم و حزب دموکراتیک ملی. دین رسمی آنها بوداگرایی لامایی است که با هندوئیسم آمیخته است که با هم یک گروه هندو بودائیسم را تشکیل میدهند که از شاخههای بودائیسم میباشند و رهبر فرقه دالاییلاما نام دارد که در واقع فرمانروای سیاسی مذهبی تبت است (لاما کلمهایست تبتی به معنی ارشد و از لحاظ تکنیکی به شخصی اتلاق میشود که دارای جنبۀ انسانی و برخی جوانب متافیزیکی بودایی باشد.) مهمترین صنایع آنها نساجی، ریسندگی، چوب، مواد غذایی، روغن گیاهی، سیمان و دخانیات است و نپال یکی از کم توسعهترین کشورهای جهان میباشد. بیشترین محصولات وارداتی خود را از همسایگان شمالی و جنوبی یعنی چین و هند وارد میکنند. نپال دارای چهار جاده ورودی است: 1. نائوتانوا (بخارا- کاتماندو) که راه عبور به سمت دهلی نو میباشد. 2. سونائولی که درست روی مرز نپال است و میتوان از آن جا به لومبینی زادگاه بودا رفت. 3. جاده کاتماندو- دارجلینگ که شاهراه شرق به غرب و طولانیترین جاده و راه ورود به هند و دارجلینگ است. 4. جاده لهاسا- کاتمانده که به دلیل موانع طبیعی ارتفاعات هیمالیا وموانع سیاسی دشوار و کم تردد است. پیشینۀ تاریخی نپال نپال تنها کشور پادشاهی هندو مسلک جهان است. پادشاهی آن از قرن 18 شروع شد. طایفۀ گورخا آن را تأسیس نمودند. در قرن 19 بریتانیا آن را رسماً تحتالحمایه خود قرار داد که تا 1951 طول کشید. عقاید هندیان در نپال دین مردم نپال عمدتاً هندو(90%) و بودایی (9%) میباشد. به دلیل اهمیت موضوع ادیان در حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم نپال به موضوع بطور مشخصتری میپردازیم. مذاهب مردم شبه قاره هند به حد کمال این نکته را شرح میدهد که احساسات بشری به حوایج روحانی و عقلانی در زندگانی این جهان چگونه است. این شرح و بیان هم نسبت به حقایق زمان حال و هم نسبت به گذشته بسیار عمیق و پر مغز میباشد و هرگونه پرسشی را که انسان درباره نیازمندی خود به عوالم مذهبی طرح میکند، پاسخ میدهد. دانشمند محقق در مطالعه و تحقیق تحول مذاهب اهل هند درست مانند باستانشناسی است که در طبقات فشرده زمین حفاری میکند. او نیز در مراتب و طبقات تمدنهای شرق نزدیک غور کرده و همیشه به این معنی پی برده که در زیر یکی از آن طبقات باز طبقه دیگری کهنسالتر و دیرینهتر قرار دارد. هر چند از حل مسائل مختلف تاریخ ادیان آن مردم نمیتوان قواعد و اصول کلی وضع کرد ولی به درستی میتوان گفت که بر سر یک نکته توافق عمومی حاصل است و آن دین که مردم هند حتی مسلمانان و زردشتیان آن دیار به ظواهر دنیای مادی قانع شدهاند. جسم و جسمانیات در نزد آنها در مرحله ثانوی قرار دارد. در فکر اکثریت هندوان جهان طبیعت نه تنها مشکلاتی در حل مسائل مربوط به زندگی و روح و عقل ایجاد میکند، بلکه با مظاهر صوری خود، فریبنده و درست متضاد با حقیقت میباشد. مبدأ این فکر در نزد هندوان و جینها و بوداییها که زاییده سرزمین هندند، همانا وصول به سرمنزل رستگاری است. ما در آن سرزمین با سه دین عمده مواجه میشویم که هر یک در فروع و شاخههای خود با دیگری فرق دارد ولی هر سه در اصول و ریشه با یکدیگر متفق هستند. نخست مذهب وسیع فلسفی هندوئیزم (برهمنیزم) را مییابیم که بدین اصل معتقد است که خطای عمده انسان در طرز اندیشه و تفکر اوست و تفاوتها و بدبختیهای او نتیجۀ مغالطه و فریبی است که در مظاهر اشیا موجود است و ربطی به گناهها و خطاهای او ندارد. هندوها و بوداییها فکر میکنند که رستگاری انسان بسته به رهایی او از مظاهر فریبنده و حدود گمراه کننده عالم جسم است که باید خود را از قید آن رها سازد و به جهان روحانیت و عقلانیت پناه ببرد و در آنجا به حقیقت محض که ضامن سعادت جاویدان است، نایل گردد. ولی جینها برآنند که انسان باید از دنیای زشت ماده که باعث خذلان و ضلالت است، خود را رها سازد. این گونه باورهای مردم هندوستان که ناشی از اعتقاد به فرار از ماده است، در قدیمیترین مبادی دینی آنها نمودار است. اندیشه دینی مردم آن سرزمین در حول این نقطه دور میزند که جسم موجود باعث خطا و محل ظلالت است. آن را باید رها نمود و در راه شادی و مسرت واقعی جاویدانی که در نتیجه حصول به حقیقت و ازلیت دست میدهد، فداکاری کرد. آدمی در شنیدن مبادی هندوان درست شبیه کسی است که به اشتیاق استماع موسیقی کلاسیک استادانی مانند بتهوون، برامز یا شوستاکویچ به سالن کنسرت میرود، ولی در آنجا روح تشنه او با ضربات درهم و آشفتۀ جازهای بازاری و نغمات ساده بدوی زنگیان تلاقی میکند. نکته اصلی در این است که حقیقت اصلی و راز نهایی در کلمات و مبادی ایشان مقرر است. صفحه 128 مقدمه برجنس دوم « تاریخ جامع ادیان» - جان بی. ناس ترجمه علی اصغر حکمت دینهای هندی هندیان از نژاد آریایی هستند، همانگونه که ایرانیان، اروپاییها، آمریکاییها، افغانیان، تاجیکها و ارامنه از این نژادند. در کتاب ودا (Veda) که قدیمیترین کتاب دینی آریاییها و کهنترین کتاب دینی جهان است، محل زندگی آرییاییها را آریه ورته (چراگاه آریا) در فلات پامیر دانستهاند. آریاییهای ایرانی و هندی مدتی با هم میزیستهاند. شبه قاره هند سرزمین ادیان و مذاهب است. هندوها به نوعی تثلیث - به زبان هندی، تری مورتی- باور دارند؛ زیرا در جهان یک روح مطلق وجود دارد که از او سه گوهر جلوهگر است: برهما، ویشنو، شیوا. برهما آفریدگار موجودات است.، ویشنو خدای حافظ موجودات و شیوا خدای نابود کننده موجودات است. برهما بصورت انسانی است که چهار دست و چهار سر دارد. او در دستهایش یک کوزه، یک تسبیح، یک قاشق مقدس و نسخهای از ودا دارد. ویشنو دارای چهار بازو که در دستهایش یک صفحه مدور و نوعی صدف و گرز و علوفه قرار دارد. شیوا دارای سه چشم و دو دستهای متعدد است. و همچنین گردنبندی از سر مردگان دور گردن و تبرها و زوبینها در دست دارد. و بر روی سرش هلال ماه و جسم وی را مارها احاطه کرده و بدن او نیمی مرد و نیمی زن است. علامت شیوا لینکا (Linka) است که همیشه با او همراه است. خلاصه ادیان در تاریخ دینهای بزرگ محمد جواد مشکور – صفحه 54- 64 در سراسر شبه قاره هند پرستشگاههای بزرگ و کوچکی برای خدایان گوناگون ساختهاند، تندیس خدایان در آن برپاست. آنها به قربانیهای خونین و کشتن جانوران نمیپردازند و معتقدند چون روح خدایی در همه جانوران وجود دارد. کشتن جانوران موذی نه تنها درست نیست، بلکه گناهی بزرگ محسوب میشود. برای تبرک جسم خود را با ادویهای که آیخته به فضله گاو است رنگین میکنند و حتی خال هندو که خوبرویان آن سرزمین بر پیشانی میگذارند، آغشته به فضلهی گاو است؛ زیرا گاو نزد هندوها حیوانی مقدس است. آنها در پرستشگاهها بخور و عود سوزانیده و سرودهایی را که منتر میخوانند، تلاوت میکنند. بتان هندوها بر خلاف بتان یونانی که زیبا و ظریف هستند، غالباً زشت و بد ترکیب میباشند. زیرا آنها توجهی به صورت و ظاهر ندارند و مقصود آنان روح و باطن خدایان است.نمازها و سرودهای مذهبی آنها با سازها و آواز موسیقی که آنرا راک هندی گویند، خوانده میشود.آنها هر سال برای اعمال حج خود به کنار رود گنگ (Ganges) میروند و در آن غسل میکنند. در سیر تکاملی تاریخ ادیان هندوئیزم دو فرقه ظاهر شدند؛ یکی جینیزم یا مذهب ریاضت و دیگری بودیزم. بنیانگذار جینیزم شخصی به نام مهاویره (مرد بزرگ) بود، که نهم اصلی او (ناتاپوته واردمنه) و متولد 599 قم میباشد. مهاویره در مقابل تفکری که تفوق روحانیون برهمنی بر دیگر طبقات میباشد، ایستاد. در احوال شخصی او همین بس که او یک شاهزاده بوده و در سی سالگی از همه تعلقات دنیوی برید و راهی بیابان شد. در طول مسیر جارویی داشت تا جلوتر راه را بروبد که مبادا حشرات و جانوران ریز را برنجاند یا تباه سازد. هرگز به قصد حظ نفس به خواب نرفت و دوا و دارو مصرف ننمود و موی نمیآراست و دهان نمیشست؛ از مردمان دوری جسته و لب به سخن نمیگشود. پس از 13 سال ریاضت در اعماق دریای اندیشه خود در اوج ریاضت به حالت نیروانا واصل گشت که به جینه (فیروز و فاتح) ملقب شد، و از آن پس زبان گشود و به تعلیم مریدان پرداخت. به غیر از عهود پنجگانه مخصوص مرتاضان فرقه جین، طرفداران او باید اصول دوازدهگانه را رعایت نمایند: 1. جانداران را بیجان نکنند. 2. دروغ نگویند. 3. دزدی نکنند. 4. شهوت پرستی نکنند؛ زن و شوهر وفادار هم باشند. 5. از مال دنیا به اندکی قانع باشند. 6. از هر عملی که موجب گناه شود، بپرهیزند. 7. از امکانات زندگی روزانه به حداقل بهره برند. 8. در دام شر خطا نیفتند. 9. هر روز وقت معینی را به تفکر باطن خود صرف کنند. 10- هر روز وقت معینی را به زهد از جهان ماذی بپردازند. 11- بعضی ایام زندگانی را ترک دنیا کنند. 12- به همه کس بویژه مرتاضان صدقه از روی صدق دهند. و اما بودیزم: بودا و مهاویره تقریباً معاصر هم بودند. برخی آن دو را یکی دانستهاند زیرا هر دو از خانواده شاه و سلاطین بودند. هر دو از او اوضاع ناراضی بودند. هر دو یک فرزند داشتند. هر دو اهل و عیال و خانمان را ترک گفتند و سر به بیابان گذاشتند و تارک دنیا شدند. هر دو روش برهمنی را طرد کردند. بنیانگذار مذهب بودیزم شاهزادهای هندی بنام سیدهارتا گوتاما است که در سدۀ ششم پیش از میلاد میزیسته است و اصل او نپالی میباشد. برهمنان پیش بینی کردهاند که اگر این کودک چشمش به بیمار پیر و مرده بیفتد از تخت و تاج شاهی دست میکشد و سر به کوهستان میگذارد، ولی پدرش او را در کاخ دور از مردم نگه میداشت. در آغاز جوانی ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد. در بیست و نه سالگی روزی از کاخ بیرون آمد؛ بیماری را دید. دانست که عاقبت تندرستی بیماریست. بار دیگر بیرون آمد، پیرمردی را دید، دریافت که عاقبت جوانی پیریست. بار سوم که به تنهایی از کاخ خود بیرون رفته بود، مردهای را در سر راه خود دید و فهمید که سرانجام زندگی مرگ و نابودی است. چون کار جهان را بقایی نیافت و آن را فانی و بی حاصل دید، کاخ و پادشاهی خود را گذاشت و به کوه و جنگل پناه برد برای نجات روح خود و یافتن حقیقت از برهمنان طلب کمک نمود؛ ولی از سخنان آنها حقیقت را نجست و پس از هفت سال سلوک و ریاضت در سی و شش سالگی در زیر درخت انجیری هندی به حال زار و نزار افتاد و از فرط ریاضت و دریوزگی ناگهان انقلابی در نفس او رخ داد. در زیر درخت بودهی (Budhi) یا درخت دانش این اتفاق افتاد و آن مکان مقدس امروز به بوداگایا (Buddhagaya) معروف است که نام وی از آن پس از گوتاما به بودا (Buddha) یعنی مرد واصل به حقیقت تغییر یافت حقایقی که او یافت چنین است. 1. نیکی از نیکی و بدی از بدی زاید 2. جهان را آغاز و انجامی نیست 3. امر ثابتی در جهان وجود ندارد 4. جهان را صانع و کردگاری نیست ولی وحدت عمومی و نهایی در جهان هستی حکم فرماست که مدبر عالم وجود است 5. آدمی زمانی به آرامش خواهد رسید که من را فراموش کند بودا هشتاد سال زندگی کرد و در 483 قم در بنارس مرد. یکی از مریدان او به حساب عادت هندیان جسد او را سوزاند و خاکسترش را در چند نقطه در شبه قاره هند دفن کرد و بر سر هر یک از آنها زیارتگاههایی بنام استوپا بنا کرد. آموزش او را به زبان نپالی «دهام ما» گویند. چهار حقیقت بودایی: 1- شناخت رنجها که از تولد تا پیری همراه ماست. 2- علت رنجها که معلول خودخواهیها و لذایذ نفسانی و شهوت پرستی و میل به بقا میباشد. 3- حقیقت سوم؛ ترک رنجها. 4- حقیقت چهارم؛ وسایل و ابزاری که آدمی را از رنج برهاندکه شامل موارد زیر است: 1-نظر راست 2- نیت راست 3- سخن راست 4- کردار راست 5- معاش راست 6- عمل در راه راست 7- فکر در راه راست 8- تمرکز فکر در معنای راستی و برای رسیدن به اینها باید جانوران را نیازارید، دزدی نکنید، زنا نکنید، دروغ نگویید، غیبت و عیبجویی نکنید، از خودخواهی دوری کنید، کینه به دل نگیرید، از نادانی دوری کنید و به معرفت بپردازید، از مستی خودداری کنید و احتراز از قبول سیم و زر. بودا در تمام طول مدت ریاضتهای افسانهای و مثال زدنی خود نتوانست به کمال نیروانا برسد. ناگزیر زندگانی را در شرایط مرگبار خود بار دیگر آغاز نمود و با خود گفت این گونه ریاضت نفسانی و ترک جسم مرا به مقصود نرساند و دیگر از این پس جسد طاقت حمل روح را ندارد. باید که آن را با خورد و خوراکی اندک نیرویی بخشید. پس کاسهای برداشت و با دریوزگی زندگی را شروع کرد که سرانجام به درک حقیقت رسید. بودا در فلسفه خود نه تنها لذایذ دنیوی و شهوات جسمانی، مالکیت و دارایی را نکوهش مینماید و زن و فرزند و دلبستگی به خویشان را موجب رنج میداند. بحث دربارۀ خدا و روح را بیفایده دانسته و در عوض از ماهیت هدایت و گمراهی سخن میگوید. (( نفس فردی هنگامی از آرامش و وحدت مطلق جهان هستی برخوردار میشود که کلمۀ « من » (Ego) را فراموش کند. آنچه در عالم عمل حقیقت دارد، آن است که انسان و دیگر موجودات دستخوش زایش و تبدل و زوال پیاپی هستند و پیوسته پایدار میشوند و ناپدید میگردند. او خداوند عالم را قائم به ذات نمیداند و به هیچ جوهری، خواه مادی و خواه معنوی قائل نیست.)) خلاصه الادیان – محمد جواد مشکور/ صفحه 74 در حوزۀ اخلاقیات میگوید شخص سالک در حال توجه قلبی چهار زانو و مربع نشسته و چشمها بسته، در اعماق قلب خود پرتو محبت عام دوستی جهان را که شامل همه موجودات باشد، بطلبد تا به نیروانا (سعادت ابدی) برسد. بودا با اعتقاد به نیروانا میخواسته مردم هند را از فکر سرگردانی در گردونه کار برهاند. او به تناسخ یا تجدد حیات یعنی تولد ثانویه معتقد است علیرغم اینکه او به روح معتقد نیست. پیروان بودا عبادت و پرستش بودا را واجب نمیدانند، فقط گاهی به پای تندیس او گل ریخته و تکریمی به عمل میآورند. هر ماه چهار بار در معبدهای بودایی مراسم وعظ و تبلیغ برگزار میگردد. دین بودایی دارای فرقههایی چند نیز میباشد. سرزمین جشنوارهها نپال سرزمین جشنوارههاست. معروفترین آن جشنواره گاو مقدس یا جاترا است که در مرداد ماه و جشنواره کریشناستامی یا تولد کریشنا میباشد. جشنوارۀ مخصوص بانوان است که طی این جشنواره بسیاری از زنان در رودخانه استحمام نموده و به معابد میروند. در مهر ماه عید ایندرا جاترا یا پایان فصل طغیان رودخانهها و طوفانهای موسمی را اعلام میدارند. بزرگترین جشنواره نپالیها باداداسین است مه در آبان ماه به مدت 15 روز اجرا میشود. آنها به جز جشنواره اعیاد دیگری دارند مانند جشنواره نور، عید ویشنو و تولد شیوا که سال جدید نپالی است. جشن پرستش شیوا در آخر اسفند ماه برگزار میشود. فانتاکرنا جشن پیروزی بر شیطان مخصوص پسران میباشد. جشن هوای نیز در اواخر اسفند برگزار میگردد که با پاشیدن رنگ و گل همراه است |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||




