تصویر تصادفی

نظر کاربران

نظر شما درباره محتوای سایت چیست؟
  

حاضرین در سایت

15 میهمان حاضرند

تبلیغات

از بلندای عشق

صفحه اصلی arrow گزارش برنامه arrow اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار
اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیر   

کمپ اصلی اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار- بهار 1385

نخست معرفی کشور نپال:

کشور نپال با 140797 کیلومتر مربع وسعت (نود و سومین کشور جهان) در نیم کرۀ شمالی و نیم کرۀ شرق، در جنوب قارۀ آسیا واقع در هیمالیا بین دو کشور چین (در شمال) و هند (در جنوب و غرب) واقع شده، و از شرق به سی‎کیم (Sikkim) محدود می‎شود. این کشور به هیچ دریایی راه ندارد. کاتماندو پایتخت این کشور در طول جغرافیایی 42/27 شمالی و 19/85 شرقی و ساعت بین‎المللی 7/5+ قرار دارد.

کشور کوهستانی نپال که رشته کوه مرتفع هیمالیا قسمت اعظم آن را در شمال پوشانده است، از جنوب به جلگۀ پست ترای و رودخانۀ گنگ منتهی شده و نواحی مرکزی آن تپه‎ای می‎باشد.

از جمله رودهای آن می‎توان گنگ، کرنالی، کالی، کوسی، آرون، بهری و گانداک را نام برد که همه از تبت و دیوار هیمالیا سرچشمه می‎گیرند.

آب و هوای آن در نواحی مرتفع معتدل کوهستانی، و در نواحی بسیار بلند سرد و کوهستانی، و در بعضی نقاط نیمه استوایی می‎باشد. فصول خشک آن فروردین، اردیبهشت و خرداد است. بخصوص در خرداد ماه هوا کاملاً خشک و پر گرد و غبار می‎شود و بعد از آن فصل موسمی شروع می‎گردد تا مهر ماه. میزان بارندگی کاتماندو در فروردین 23 میلی‎متر و در مرداد ماه 372 میلی‎لیتر است.

از  قلل مهم نپال اورست، آناپورنا، دهائولاگیری، کان چون چونگا، لوتسه، ماکالو، ماناسلو، چوآیو و شیشاپانگما هستند که همه از قلل هشت هزار متری این کشور می‎باشند. البته اکثر این قلل مناطق مرزی چین و نپال را تشکیل می‎دهند.

کمپ اصلی اورست، قله آیلند پیک، گورکیو، کالاپاتار- بهار 1385

نخست معرفی کشور نپال:

کشور نپال با 140797 کیلومتر مربع وسعت (نود و سومین کشور جهان) در نیم کرۀ شمالی و نیم کرۀ شرق، در جنوب قارۀ آسیا واقع در هیمالیا بین دو کشور چین (در شمال) و هند (در جنوب و غرب) واقع شده، و از شرق به سی‎کیم (Sikkim) محدود می‎شود. این کشور به هیچ دریایی راه ندارد. کاتماندو پایتخت این کشور در طول جغرافیایی 42/27 شمالی و 19/85 شرقی و ساعت بین‎المللی 7/5+ قرار دارد.

کشور کوهستانی نپال که رشته کوه مرتفع هیمالیا قسمت اعظم آن را در شمال پوشانده است، از جنوب به جلگۀ پست ترای و رودخانۀ گنگ منتهی شده و نواحی مرکزی آن تپه‎ای می‎باشد.

از جمله رودهای آن می‎توان گنگ، کرنالی، کالی، کوسی، آرون، بهری و گانداک را نام برد که همه از تبت و دیوار هیمالیا سرچشمه می‎گیرند.

آب و هوای آن در نواحی مرتفع معتدل کوهستانی، و در نواحی بسیار بلند سرد و کوهستانی، و در بعضی نقاط نیمه استوایی می‎باشد. فصول خشک آن فروردین، اردیبهشت و خرداد است. بخصوص در خرداد ماه هوا کاملاً خشک و پر گرد و غبار می‎شود و بعد از آن فصل موسمی شروع می‎گردد تا مهر ماه. میزان بارندگی کاتماندو در فروردین 23 میلی‎متر و در مرداد ماه 372 میلی‎لیتر است.

از  قلل مهم نپال اورست، آناپورنا، دهائولاگیری، کان چون چونگا، لوتسه، ماکالو، ماناسلو، چوآیو و شیشاپانگما هستند که همه از قلل هشت هزار متری این کشور می‎باشند. البته اکثر این قلل مناطق مرزی چین و نپال را تشکیل می‎دهند.

جدول زیر همۀ قلل هشت هزار متری جهان را معرفی می‎نماید:

شماره

نام قله

ارتفاع به متر

کشور

1

اورست (چومولونگما یا ساگاراماتا)

8848

نپال - چین

2

K2 (چوگوری)

8611

پاکستان (قراقروم)

3

کان چون چونگا

8586

سی‎کیم (نپال)

4

لوتسه

8516

نپال

5

ماکالو

8463

نپال

6

چو آویو

8201

نپال

7

دائولاگیری

8167

نپال

8

مانسلو

8163

نپال

9

نانگاپاربات

8125

پاکستان(پنجاب)

10

آناپورنا

8091

نپال

11

گاشربروم 1

8068

پاکستان (قراقروم)

12

برودپیک

8047

پاکستان (قراقروم)

13

شیشاپانگما

8046

نپال

14

گاشربروم 2

8035

پاکستان (قراقروم)

 

جمعیت

جمعیت این کشور حدود 25 میلیون نفر است و تراکم نسبی جمعیت آن 170 نفر. 95% مردم این کشور ساکن روستاها هستند. پر جمعیت ترین شهر آن پایتختش کاتماندو است. نیم در صد مردم بالای 60 سال عمر می‎کنند، متوسط عمر 44 سال می‎باشد و نرخ رشد جمعیت5/2% است. نژاد مردم نپال مخلوطی از تیره‎های تبتی و هندی است. ملیت مردم نپال نپالی است که خود از بزرگروههای نژادی به حساب می‎آید.سایر گروههای نژادی شامل: نیوار (Newar)، گرونگ (Gurung)، ماگار (Magar)، بهوتیا (Bhotia)، ری (Rai لیمبو (Limbu)، شرپا، بهاری و تارو می‎باشند. نژاد نپالی 58% و نژادی بهاری 19% جمعیت را تشکیل می‎دهد. نیوارها عمدتاً در کاتماندو زندگی می‎کنند و 3% جمعیت را تشکیل می‎دهند. زبان رسمی آنها نپالی است ولی زبانهای بیهاری و گورخانی نیز رایج است.

شهرهای مهم[1] نپال عبارتند از:

بیرات نگر (Biratnegar)، نپال گنج (Nepal Gang)، سالیان (Sallyan)، پیوتان (Pyutan) و بیر گنج (Ber Gang) می‎باشند. لومبینی یکی دیگر از شهرهای مهم کشور نپال است که چون زادگاه بودا است، بسیار مورد احترام و توجه مردم می‎باشد. این شهر در نزدیکی مرز نپال و هند واقع است.

حکومت نپال پادشاهی مشروطۀ سلطنتی می‎باشد و نخست وزیر نقش مهمی در تحولات سیاسی دارد. قوۀ قانون‎گذاری آن با 140 عضو از طبقات و احزاب گوناگون می‎باشد. نپال در 1951 به استقلال رسید و عضو سازمان ملل شد.

احزاب سیاسی آن عبارتند از: حزب کنگره- حزب محافظه کار دموکراتیک ملی- حزب کارگران و برزگران (کمونیسم)- حزب راست اقبال- جبهۀ ملی متحد- حزب کمونیسم و حزب دموکراتیک ملی.

دین رسمی آنها بوداگرایی لامایی است که با هندوئیسم آمیخته است که با هم یک گروه هندو بودائیسم را تشکیل می‎دهند که از شاخه‎های بودائیسم می‎باشند و رهبر فرقه دالایی‎لاما نام دارد که در واقع فرمان‎روای سیاسی مذهبی تبت است (لاما کلمه‎ایست تبتی به معنی ارشد و از لحاظ تکنیکی به شخصی اتلاق می‎شود که دارای جنبۀ انسانی و برخی جوانب متافیزیکی بودایی باشد.)

مهمترین صنایع آنها نساجی، ریسندگی، چوب، مواد غذایی، روغن گیاهی، سیمان و دخانیات است و
محصولات کشاورزی آنها جو، برنج، گندم، ارزن، ذرت، نیشکر، سیب زمینی و تنباکو است، ولی مهمترین محصول آنها پنبه محسوب می‎گردد. صنایع نپال بر پایۀ کشاورزی می‎باشد. 90% مردم کشاورزند و 60% تولید خالص ملی از کشاورزی است. انرژی برق آن از آب است. 5% مردم در کار خدماتی و 2% در کار صنعت مشغولند. درآمد سرانۀ ملی آنها 1600 دلار می‎باشد. 26% مردم بالای 15 سال نپال باسوادند. واحد پول آنها روپیه نپال (
NR) می‎باشد که معادل تقریبی 140 ریال ایران با دلار 920 تومانی که معادل 67 روپیه نپالی است.

نپال یکی از کم توسعه‎ترین کشورهای جهان می‎باشد. بیشترین محصولات وارداتی خود را از همسایگان شمالی و جنوبی یعنی چین و هند وارد می‎کنند.

نپال دارای چهار جاده ورودی است:

1.    نائوتانوا (بخارا- کاتماندو) که راه عبور به سمت دهلی نو می‎باشد.

2.    سونائولی که درست روی مرز نپال است و می‎توان از آن جا به لومبینی زادگاه بودا رفت.

3.    جاده کاتماندو- دارجلینگ که شاهراه شرق به غرب و طولانی‎ترین جاده و راه ورود به هند و دارجلینگ است.

4.    جاده لهاسا- کاتمانده که به دلیل موانع طبیعی ارتفاعات هیمالیا وموانع سیاسی دشوار و کم تردد است.

پیشینۀ تاریخی نپال

نپال تنها کشور پادشاهی هندو مسلک جهان است. پادشاهی آن از قرن 18 شروع شد. طایفۀ گورخا آن را تأسیس نمودند. در قرن 19 بریتانیا آن را رسماً تحت‎الحمایه خود قرار داد که تا 1951 طول کشید.

عقاید هندیان در نپال

دین مردم نپال عمدتاً هندو(90%) و بودایی (9%) می‎باشد. به دلیل اهمیت موضوع ادیان در حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم نپال به موضوع بطور مشخص‎تری می‎پردازیم.

مذاهب مردم شبه قاره هند به حد کمال این نکته را شرح می‎دهد که احساسات بشری به حوایج روحانی و عقلانی در زندگانی این جهان چگونه است. این شرح و بیان هم نسبت به حقایق زمان حال و هم نسبت به گذشته بسیار عمیق و پر مغز می‎باشد و هرگونه پرسشی را که انسان درباره نیازمندی خود به عوالم مذهبی طرح می‎کند، پاسخ می‎دهد. دانشمند محقق در مطالعه و تحقیق تحول مذاهب اهل هند درست مانند باستان‎شناسی است که در طبقات فشرده زمین حفاری می‎کند. او نیز در مراتب و طبقات تمدن‎های شرق نزدیک غور کرده و همیشه به این معنی پی برده که در زیر یکی از آن طبقات باز طبقه دیگری کهنسال‎تر و دیرینه‎تر قرار دارد.

هر چند از حل مسائل مختلف تاریخ ادیان آن مردم نمی‎توان قواعد و اصول کلی وضع کرد ولی به درستی می‎توان گفت که بر سر یک نکته توافق عمومی حاصل است و آن دین که مردم هند حتی مسلمانان و زردشتیان آن دیار به ظواهر دنیای مادی قانع شده‎اند. جسم و جسمانیات در نزد آنها در مرحله ثانوی قرار دارد. در فکر اکثریت هندوان جهان طبیعت نه تنها مشکلاتی در حل مسائل مربوط به زندگی و روح و عقل ایجاد می‎کند، بلکه با مظاهر صوری خود، فریبنده و درست متضاد با حقیقت می‎باشد. مبدأ این فکر در نزد هندوان و جین‎ها و بودایی‎ها که زاییده سرزمین هندند، همانا وصول به سرمنزل رستگاری است. ما در آن سرزمین با سه دین عمده مواجه می‎شویم که هر یک در فروع و شاخه‎های خود با دیگری فرق دارد ولی هر سه در اصول و ریشه با یکدیگر متفق هستند. نخست مذهب وسیع فلسفی هندوئیزم (برهمنیزم) را می‎یابیم که بدین اصل معتقد است که خطای عمده انسان در طرز اندیشه و تفکر اوست و تفاوت‎ها و بدبختی‎های او نتیجۀ مغالطه و فریبی است که در مظاهر اشیا موجود است و ربطی به گناه‎ها و خطاهای او ندارد.

هندوها و بودایی‎ها فکر می‎کنند که رستگاری انسان بسته به رهایی او از مظاهر فریبنده و حدود گمراه کننده عالم جسم است که باید خود را از قید آن رها سازد و به جهان روحانیت و عقلانیت پناه ببرد و در آنجا به حقیقت محض که ضامن سعادت جاویدان است، نایل گردد. ولی جین‎ها برآنند که انسان باید از دنیای زشت ماده که باعث خذلان و ضلالت است، خود را رها سازد.

این گونه باورهای مردم هندوستان که ناشی از اعتقاد به فرار از ماده است، در قدیمی‎ترین مبادی دینی آنها نمودار است. اندیشه دینی مردم آن سرزمین در حول این نقطه دور می‎زند که جسم موجود باعث خطا و محل ظلالت است. آن را باید رها نمود و در راه شادی و مسرت واقعی جاویدانی که در نتیجه حصول به حقیقت و ازلیت دست می‎دهد، فداکاری کرد. آدمی در شنیدن مبادی هندوان درست شبیه کسی است که به اشتیاق استماع موسیقی کلاسیک استادانی مانند بتهوون، برامز یا شوستاکویچ به سالن کنسرت می‎رود، ولی در آنجا روح تشنه او با ضربات درهم و آشفتۀ جازهای بازاری و نغمات ساده بدوی زنگیان تلاقی می‎کند. نکته اصلی در این است که حقیقت اصلی و راز نهایی در کلمات و مبادی ایشان مقرر است.

صفحه 128 مقدمه برجنس دوم

« تاریخ جامع ادیان» - جان بی. ناس

ترجمه علی اصغر حکمت

دین‎های هندی

هندیان از نژاد آریایی هستند، همان‎‎گونه که ایرانیان، اروپایی‎ها، آمریکایی‎ها، افغانیان، تاجیک‎ها و ارامنه از این نژادند. در کتاب ودا (Veda) که قدیمی‎ترین کتاب دینی آریایی‎ها و کهن‎ترین کتاب دینی جهان است، محل زندگی آرییایی‎ها را آریه ورته (چراگاه آریا) در فلات پامیر دانسته‎اند. آریایی‎های ایرانی و هندی مدتی با هم می‎زیسته‎اند. شبه قاره هند سرزمین ادیان و مذاهب است.

هندوها به نوعی تثلیث - به زبان هندی، تری مورتی- باور دارند؛ زیرا در جهان یک روح مطلق وجود دارد که از او سه گوهر جلوه‎گر است: برهما، ویشنو، شیوا. برهما آفریدگار موجودات است.، ویشنو خدای حافظ موجودات و شیوا خدای نابود کننده موجودات است.

برهما بصورت انسانی است که چهار دست و چهار سر دارد. او در دست‎هایش یک کوزه، یک تسبیح، یک قاشق مقدس و نسخه‎ای از ودا دارد.

ویشنو دارای چهار بازو که در دست‎هایش یک صفحه مدور و نوعی صدف و گرز و علوفه قرار دارد.

شیوا دارای سه چشم و دو دستهای متعدد است. و همچنین گردنبندی از سر مردگان دور گردن و تبر‎ها و زوبین‎ها در دست دارد. و بر روی سرش هلال ماه و جسم وی را مارها احاطه کرده و بدن او نیمی مرد و نیمی زن است. علامت شیوا لینکا (Linka) است که همیشه با او همراه است.

خلاصه ادیان در تاریخ دین‎های بزرگ

محمد جواد مشکور – صفحه 54- 64

در سراسر شبه قاره هند پرستشگاه‎های بزرگ و کوچکی برای خدایان گوناگون ساخته‎اند، تندیس خدایان در آن برپاست. آنها به قربانی‎های خونین و کشتن جانوران نمی‎پردازند و معتقدند چون روح خدایی در همه جانوران وجود دارد. کشتن جانوران موذی نه تنها درست نیست، بلکه گناهی بزرگ محسوب می‎شود.

برای تبرک جسم خود را با ادویه‎ای که آیخته به فضله گاو است رنگین می‎کنند و حتی خال هندو که خوبرویان آن سرزمین بر پیشانی می‎گذارند، آغشته به فضله‎ی گاو است؛ زیرا گاو نزد هندو‎ها حیوانی مقدس است. آنها در پرستشگاه‎ها بخور و عود سوزانیده و سرودهایی را که منتر می‎خوانند، تلاوت می‎کنند. بتان هندو‎ها بر خلاف بتان یونانی که زیبا و ظریف هستند، غالباً زشت و بد ترکیب می‎باشند. زیرا آنها توجهی به صورت و ظاهر ندارند و مقصود آنان روح و باطن خدایان است.نماز‎ها و سرود‎های مذهبی آنها با ساز‎ها و آواز موسیقی که آنرا راک هندی گویند، خوانده می‎شود.آنها هر سال برای اعمال حج خود به کنار رود گنگ (Ganges) می‎روند و در آن غسل می‎کنند.

در سیر تکاملی تاریخ ادیان هندوئیزم دو فرقه ظاهر شدند؛ یکی جینیزم یا مذهب ریاضت و دیگری بودیزم.

بنیانگذار جینیزم شخصی به نام مهاویره (مرد بزرگ) بود، که نهم اصلی او (ناتاپوته واردمنه) و متولد 599 ق‎م می‎باشد. مهاویره در مقابل تفکری که تفوق روحانیون برهمنی بر دیگر طبقات می‎باشد، ایستاد. در احوال شخصی او همین بس که او یک شاهزاده بوده و در سی سالگی از همه تعلقات دنیوی برید و راهی بیابان شد. در طول مسیر جارویی داشت تا جلوتر راه را بروبد که مبادا حشرات و جانوران ریز را برنجاند یا تباه سازد. هرگز به قصد حظ نفس به خواب نرفت و دوا و دارو مصرف ننمود و موی نمی‎آراست و دهان نمی‎شست؛ از مردمان دوری جسته و لب به سخن نمی‎گشود. پس از 13 سال ریاضت در اعماق دریای اندیشه خود در اوج ریاضت به حالت نیروانا واصل گشت که به جینه (فیروز و فاتح) ملقب شد، و از آن پس زبان گشود و به تعلیم مریدان پرداخت.

به غیر از عهود پنج‎گانه مخصوص مرتاضان فرقه جین، طرفداران او باید اصول دوازده‎گانه را رعایت نمایند:

1.    جانداران را بی‎جان نکنند.

2.    دروغ نگویند.

3.    دزدی نکنند.

4.    شهوت پرستی نکنند؛ زن و شوهر وفادار هم باشند.

5.    از مال دنیا به اندکی قانع باشند.

6.    از هر عملی که موجب گناه شود، بپرهیزند.

7.    از امکانات زندگی روزانه به حداقل بهره برند.

8.    در دام شر خطا نیفتند.

9.    هر روز وقت معینی را به تفکر باطن خود صرف کنند.

10- هر روز وقت معینی را به زهد از جهان ماذی بپردازند.

11- بعضی ایام زندگانی را ترک دنیا کنند.

12- به همه کس بویژه مرتاضان صدقه از روی صدق دهند.

و اما بودیزم: بودا و مهاویره تقریباً معاصر هم بودند. برخی آن دو را یکی دانسته‎اند زیرا هر دو از خانواده شاه و سلاطین بودند. هر دو از او اوضاع ناراضی بودند. هر دو یک فرزند داشتند. هر دو اهل و عیال و خانمان را ترک گفتند و سر به بیابان گذاشتند و تارک دنیا شدند. هر دو روش برهمنی را طرد کردند.

بنیانگذار مذهب بودیزم شاهزاده‎ای هندی بنام سیدهارتا گوتاما است که در سدۀ ششم پیش از میلاد میزیسته است و اصل او نپالی می‎باشد. برهمنان پیش بینی کرده‎اند که اگر این کودک چشمش به بیمار پیر و مرده بیفتد از تخت و تاج شاهی دست می‎کشد و سر به کوهستان می‎گذارد، ولی پدرش او را در کاخ دور از مردم نگه می‎داشت. در آغاز جوانی ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد. در بیست و نه سالگی روزی از کاخ بیرون آمد؛ بیماری را دید. دانست که عاقبت تندرستی بیماریست. بار دیگر بیرون آمد، پیرمردی را دید، دریافت که عاقبت جوانی پیریست. بار سوم که به تنهایی از کاخ خود بیرون رفته بود، مرده‎ای را در سر راه خود دید و فهمید که سرانجام زندگی مرگ و نابودی است.

چون کار جهان را بقایی نیافت و آن را فانی و بی حاصل دید، کاخ و پادشاهی خود را گذاشت و به کوه و جنگل پناه برد برای نجات روح خود و یافتن حقیقت از برهمنان طلب کمک نمود؛ ولی از سخنان آنها حقیقت را نجست و پس از هفت سال سلوک و ریاضت در سی و شش سالگی در زیر درخت انجیری هندی به حال زار و نزار افتاد و از فرط ریاضت و دریوزگی ناگهان انقلابی در نفس او رخ داد. در زیر درخت بودهی (Budhi) یا درخت دانش این اتفاق افتاد و آن مکان مقدس امروز به بوداگایا (Buddhagaya) معروف است که نام وی از آن پس از گوتاما به بودا (Buddha) یعنی مرد واصل به حقیقت تغییر یافت حقایقی که او یافت چنین است.

1.    نیکی از نیکی و بدی از بدی زاید

2.    جهان را آغاز و انجامی نیست

3.    امر ثابتی در جهان وجود ندارد

4.    جهان را صانع و کردگاری نیست ولی وحدت عمومی و نهایی در جهان هستی حکم فرماست که مدبر عالم وجود است

5.    آدمی زمانی به آرامش خواهد رسید که من را فراموش کند

بودا هشتاد سال زندگی کرد و در 483 ق‎م در بنارس مرد. یکی از مریدان او به حساب عادت هندیان جسد او را سوزاند و خاکسترش را در چند نقطه در شبه قاره هند دفن کرد و بر سر هر یک از آنها زیارتگاه‎هایی بنام استوپا بنا کرد. آموزش او را به زبان نپالی «دهام ما» گویند.

چهار حقیقت بودایی:

1-      شناخت رنج‎ها که از تولد تا پیری همراه ماست.

2-      علت رنج‎ها که معلول خود‎خواهی‎ها و لذایذ نفسانی و شهوت پرستی و میل به بقا می‎باشد.

3-      حقیقت سوم؛ ترک رنج‎ها.

4-      حقیقت چهارم؛ وسایل و ابزاری که آدمی را از رنج برهاندکه شامل موارد زیر است:

1-نظر راست                      2- نیت راست                  3- سخن راست

4- کردار راست                    5- معاش راست               6- عمل در راه راست

7- فکر در راه راست 8- تمرکز فکر در معنای راستی

و برای رسیدن به اینها باید جانوران را نیازارید، دزدی نکنید، زنا نکنید، دروغ نگویید، غیبت و عیبجویی نکنید، از خودخواهی دوری کنید، کینه به دل نگیرید، از نادانی دوری کنید و به معرفت بپردازید، از مستی خودداری کنید و احتراز از قبول سیم و زر.

بودا در تمام طول مدت ریاضت‎های افسانه‎ای و مثال زدنی خود نتوانست به کمال نیروانا برسد. ناگزیر زندگانی را در شرایط مرگبار خود بار دیگر آغاز نمود و با خود گفت این گونه ریاضت نفسانی و ترک جسم مرا به مقصود نرساند و دیگر از این پس جسد طاقت حمل روح را ندارد. باید که آن را با خورد و خوراکی اندک نیرویی بخشید. پس کاسه‎ای برداشت و با دریوزگی زندگی را شروع کرد که سرانجام به درک حقیقت رسید.

بودا در فلسفه خود نه تنها لذایذ دنیوی و شهوات جسمانی، مالکیت و دارایی را نکوهش می‎نماید و زن و فرزند و دلبستگی به خویشان را موجب رنج می‎داند. بحث دربارۀ خدا و روح را بی‎فایده دانسته و در عوض از ماهیت هدایت و گمراهی سخن می‎گوید.

(( نفس فردی هنگامی از آرامش و وحدت مطلق جهان هستی برخوردار می‎شود که کلمۀ « من » (Ego) را فراموش کند. آنچه در عالم عمل حقیقت دارد، آن است که انسان و دیگر موجودات دستخوش زایش و تبدل و زوال پیاپی هستند و پیوسته پایدار می‎شوند و ناپدید می‎گردند. او خداوند عالم را قائم به ذات نمی‎داند و به هیچ جوهری، خواه مادی و خواه معنوی قائل نیست.))

خلاصه الادیان – محمد جواد مشکور/ صفحه 74

در حوزۀ اخلاقیات می‎گوید شخص سالک در حال توجه قلبی چهار زانو و مربع نشسته و چشم‎ها بسته، در اعماق قلب خود پرتو محبت عام دوستی جهان را که شامل همه موجودات باشد، بطلبد تا به نیروانا (سعادت ابدی) برسد. بودا با اعتقاد به نیروانا می‎خواسته مردم هند را از فکر سرگردانی در گردونه کار برهاند. او به تناسخ یا تجدد حیات یعنی تولد ثانویه معتقد است علیرغم اینکه او به روح معتقد نیست.

پیروان بودا عبادت و پرستش بودا را واجب نمی‎دانند، فقط گاهی به پای تندیس او گل ریخته و تکریمی به عمل می‎آورند. هر ماه چهار بار در معبد‎های بودایی مراسم وعظ و تبلیغ برگزار می‎گردد. دین بودایی دارای فرقه‎هایی چند نیز می‎باشد.

سرزمین جشنواره‎ها

نپال سرزمین جشنواره‎هاست. معروف‎ترین آن جشنواره گاو مقدس یا جاترا است که در مرداد ماه و جشنواره کریشناستامی یا تولد کریشنا می‎باشد. جشنوارۀ مخصوص بانوان است که طی این جشنواره بسیاری از زنان در رودخانه استحمام نموده و به معابد می‎روند. در مهر ماه عید ایندرا جاترا یا پایان فصل طغیان رودخانه‎ها و طوفان‎های موسمی را اعلام می‎دارند. بزرگترین جشنواره نپالی‎ها باداداسین است مه در آبان ماه به مدت 15 روز اجرا می‎شود.

آنها به جز جشنواره اعیاد دیگری دارند مانند جشنواره نور، عید ویشنو و تولد شیوا  که سال جدید نپالی است. جشن پرستش شیوا در آخر اسفند ماه برگزار می‎شود. فانتاکرنا جشن پیروزی بر شیطان مخصوص پسران می‎باشد. جشن هوای نیز در اواخر اسفند برگزار می‎گردد که با پاشیدن رنگ و گل همراه است