گزارش برنامه
قله البروس (5642 متر) تابستان 1382| قله البروس (5642 متر) تابستان 1382 |
|
|
| نویسنده مدیر | |
|
بهار سال 82 بود که آقای آقا بالایی و چند نفر از روستا خبر تقسیم صعود به قله البروس روسیه را دادند. پس از جستجو در مورد نحوه ی اجرای برنامه و ریزکاری های آن، علاقه زیادی در من ایجاد شد که به روسیه رفته تا این سرزمین را از نزدیک دیده و هم معروف ترین و بلندترین ارتفاع آن را صعود نمایم. بهار سال 82 بود که آقای آقا بالایی و چند نفر از روستا خبر تقسیم صعود به قله البروس روسیه را دادند. پس از جستجو در مورد نحوه ی اجرای برنامه و ریزکاری های آن، علاقه زیادی در من ایجاد شد که به روسیه رفته تا این سرزمین را از نزدیک دیده و هم معروف ترین و بلندترین ارتفاع آن را صعود نمایم. لذا در فکر ارتقاء موقعیت جسمی و تجهیزاتی این برنامه برآمده ضمن اینکه هزینه مالی زیادی را هم به من متحمل می نمود با توجه به درآمد ثابت کارمندی و مشکلات عدیده زندگی ، عشق و علاقه به کوهستان و برنامه های کوهنوردی خارج از کشور که سفر به سرزمین های دیگر خود موجب آشنایی بیشتر با مردمان و اقلیم های گوناگون می شد و هزاران حسنی که سفرها دارند و از طرفی دیگر رفتن به آن کوه ها هم حس و لذت خاص خود را دارد و غیره ما را مترصد آن نمود که کلیه امکانات بویژه مالی آن را فراهم نماییم و سرانجام طبق روزشمار برنامه که ذیل خواهد آمد اوایل تیرماه سال هشتاد و دو عازم این برنامه شدیم. قله البروس ـ پنجمین قله هفتگانه جهان در رشته کوه قفقاز 5642 متر (بلندترین قله قاره اروپا) کشور: روسیه مدت برنامه: 12 روز نوع برنامه: کوهنوردی نیمه حرفه ای در مسیر یخ و برف بهترین زمان صعود: از اوایل تیرماه الی دهم شهریور ماه آخرین مهلت ثبت نام: حداقل 45 روز قبل از تاریخ حرکت درجه سختی قله: UIAA-2A مسیر صعود: جبهه جنوبی روز شمار برنامه روز اول: بعد از ظهر حرکت از تبریز بطرف ترکیه با اتوبوس سوپر بطور دربست همان شب مسافرت بر روی کشتی بمدت 12 ساعت از روی دریای سیاه بطرف روسیه روز دوم: بعد از تشریفات گمرکی روسیه اقامت در هتل شهر سوچی و گردش در شهر روز سوم: حرکت بعد از صبحانه بطرف شمال غرب روسیه و گذر از دشت زیبا و سرسبز استاوراپول و ورود به جمهوری کاباردینا باکلاریا و اقامت در هتل در دهکده ترسکول روز چهارم: حرکت با اتوبوس بطرف ایستگاه و سوار بر تله کابین و تله سیژ تا ارتفاع 3800 متر و بعد صعود بمدت 5/1 ساعت تا ارتفاع 4157 متری اقامت در چادر و یا درصورت بودن جا از پناهگاه استفاده خواهد شد. روز پنجم: رزرو برای هم هوایی و بدی هوا روز ششم: در صورت مناسب بودن هوا ساعت 2 نیمه شب صعود به قله انجام میشود و حداکثر ساعت 12 ظهر بر روی قله و برگشت همانروز به ارتفاع 4157 متر و اقامت در چادر روز هفتم: بعد از صرف صبحانه برگشت بطرف دهکده البروس و اقامت در هتل روز هشتم: صبح زود حرکت بطرف بندر روسیه و شب در راه روز نهم: امروز مستقر در هتل و گردش و خرید در شهر و شب اقامت در هتل روز دهم: صبح گردش در شهر و عصر امروز حرکت با کشتی به طرف ترکیه بصورت شبانه روز یازدهم: ساعت 9 صبح در ترکیه گردش و خرید و شب در هتل روز دوازدهم: صبح زود بعد از صرف صبحانه حرکت بطرف ایران روز سیزدهم: بعد از مراحل گمرکی حرکت بطرف تبریز هزینه برای هر نفر تقریباً 1200 دلار آمریکا خدمات شامل : اخذ دعوتنامه از روسیه اخد ویزای کشور روسیه اتوبوس دربست از تبریز و بالعکس بلیط رفت و برگشت کشتی مابین ترکیه و روسیه سه وعده غذای کامل در طول مسافرت و ارتفاع هتل سه ستاره 2 شب در سوچی 2 شب در ترسکول و 1 شب در ترابزون مجوز صعود ، راهنما عوارض خروج از کشور ارائه دیپلم صعود بلیط تله کابین و تله سیژ اخذ مجوز ورودی به جمهوری قفقاز بیمه حوادث معادل دیه کامل خدمات روانسازی در امورات گمرکی هزینه ثبت اقامت استفاده از بی سیم در طول صعود موارد زیر شامل هزینه های ذکر شده نمی باشد: مکالمات تلفنی هزینه های شخصی و انعام و غیره استفاده از اسنوبرد جهت حمل بار استفاده از محتویات داخل یخچال در هتل عملیات امداد و نجات شامل: هلیکوپتر – اسنوتراک- ماشین- و تیم امداد و غیره قابل توجه شرکت کنندگان: چنانکه فردی بهر دلیل بعد از ثبت نام 15 روز قبل از تاریخ حرکت انصراف دهد و یا از خروج وی از طریق قانونی جلوگیری گردد مبلغ 200 دلار + 500000پانصد هزار ریال و چنانکه بیش از یکماه باشد فقط مبلغ ریالی از پیش پرداخت کسر و در صورت بروز هر گونه حوادث غیر منتظره قبل از اخذ ویزا پیش پرداختی بدون کسر وجه مسترد خواهد شد. تذکر مهم: روز شمار برنامه نسبت به حرکت کشتی از کشور ترکیه و برگشت آن از کشور روسیه تنظیم خواهد شد. بنابراین هزینه اقامت و هزینه های جانبی بیش از تعهدات ذکر شده در قرار داد در صورت بروز هرگونه تأخیر ناگهانی کشتی بعهده شرکت کننده خواهد بود و چنانکه زودتر از تاریخ ذکر شده در قرار داد برنامه باز هم بدلیل حرکت کشتی خاتمه بیابد مبلغ تعهدات هزینه نشده به شرکت کننده عودت داده خواهد شد. مدارک لازم جهت ثبت نام: چهار قطعه عکس رنگی، اصل گذرنامه معتبر حداقل 6 ماه اعتبار، پر نمودن تعهدنامه، فیش پیش پرداختی به مبلغ 000/500/2 میلیون و پانصد هزار ریال و مابقی زمان حرکت بصورت دلار و یا به نرخ روز دلار بصورت ریال نقداً دریافت می شود. کیسه بار بزرگ جهت حمل بار مناسب و ایمنی تر خواهد بود برای یکنواخت بودن بار تیم کیسه بار را از آذر کونه میتوانید تهیه بفرمایید. تجهیزات لازم برای صعود: 1- چادر دو پوش نسبت به تعداد نفرات 2- کوله پشتی بزرگ 3- کفش دو پوش پلاستیکی و یا کفش سنگین از نوع خوب 4- کفش سبک کوهپیمایی 5- کاپشن و شلوار گرتکس و یا بادگیر دو پوش 6- باطوم تلسکوپی 7- کوله قله 8- عینک آفتابی از نوع یو وی 9- دستکش پنج انگشتی پشمی و یا پلار 10- دستکش دو انگشتی گرتکس 11- گترزیپدار بلند 12-کیسه خواب پرقو 13-لوازم پخت و پز شامل ظروف و پریموس با سوخت مربوطه 14-لباس زیر پلار و یا پشمی 15-لباس زیر نخی 16-چراغ پیشانی از نوع LED 17-روشنایی برای چادر 18-کیسه بار 19-گرامپون فیکسدار 20-جوراب پشمی دو جفت 21-لیوان، قاشق، کارد 22-کلاه پشمی و یا پلار 23-زیرانداز، دمپایی 24-دوربین عکاسی، فیلمبرداری و با فیلم و باطری مربوطه 25-قمقمه 26-ظرف جهت ذوب برف 27-مسواک و خمیر دندان و کرم آفتاب آمادگی لازم برای صعود: آمادگی کامل برای کوهنوردی بلند مدت در ارتفاع بالای چهارهزار متر با گرامپون در شیبهای برف سفت که شیب حداکثر تا 35 درجه با حمل وسایل مورد نیاز شخصی در حین صعود بوزن 6 الی 8 کیلوگرم بمدت 10 الی 12 ساعت انجام خواهد گرفت. ساعت 4 بعدازظهر روز دوشنبه10 /4/82 با اتوبوس از تنکابن به سوی تبریز حرکت نموده و صبح روز سه شنبه 11/4/82 به تبریز رسیدم ، مطلع شدم که ساعت حرکت به 12 شب موکول شده . پس از گردش در شهر تبریز ساعت 12 شب خود را به جمع نفرات این برنامه رساندم و همگی سوار اتوبوس شدیم ساعت 5/4 صبح وارد گمرک بازرگان شده بارها را که همه داخل یک کیسه بار بزرگ بود به دوش گرفته و به داخل سالن مربوطه بردیم تا مورد بازدید مأمورین قرار گیرد. پس از آن پاسبورت ها مهر خارجی خورد تا وارد مرز ترکیه شویم. چون بیماری «سارس» بحث روز بوده فرمهای مربوط به آن را پرنمودیم و پس از دقایقی مهر ورود به گذرنامه ما خورد و بدون بازدید بارهای مان از آنجا گذشتیم. از اینجا قله ی زیبای آرارات در جلوی دیده گان ما خودنمایی می کرد و با تماشای جبهه های مختلف صعود آن وقت را پر می کردیم تا این اتوبوسمان به حرکت در آمد و ساعت 5/6 صبح روز چهارشنبه پس از چند جا ایست و بازرسی به شهر دونمو بایزید می رسیم، در رستورانی بزرگ اما با امکانان ضعیف بهداشتی صبحانه را صرف نمودیم. چند ساعتی در اینجا معطل شدیم تا 3 نفر از هم نوردان ما به دلایلی دیرتر از ما از تبریز حرکت نموده بودند به ما ملحق شوند. قبل از ظهر از بنای تاریخی این شهر یعنی قلعه امپراتور عثمانی «اسحق پاشا » که برفراز یک تپه بلند قرار داشت دیدن نمودیم ساعت 1 بعدازظهر وارد شهر دونمو بایزید شده و نهار را صرف نمودیم. ساعت 4 بعدازظهر به سوی شهر ارزرم حرکت کردیم یک ساعت بعد به شهر «اگری» در ساحل رودخانه ای قرار دارد می رسیدیم. در طول مسیر ژاندارم ها چند جا جلوی اتوبوس ما را گرفته تا گذرنامه های ما را کنترل نمایند. ساعت 7 غروب به محل کوچکی به نام جمیل رسیدیم 1 ساعت در این محل استراحت داده شده سرانجام 5/8 شب به ارزرم رسیده (ارتفاع 1800 متر). هواکوهستانی است و شهر مسلمان نشین و زیباست . پس از صرف شام در بیرون شهر ساعت 5/2 بامداد روز بعد به شهر ترابزون رسیدیم امروز به دلیل گرمای زیاد هوا در ساحل ترابزون در کنار دریای سیاه تنی به آب سپرده ایم . ساحل آن چندان تمیز نبود و پلاژنداشت ساحلی بی دروپیکر بدون ناجی غریق بود شاید درجاهای مخصوص که ما از آن خبر نداشتیم امکانات خوبی داشته باشد اما در اطراف شهر ترابزون امکانات رفاهی شنا وجود نداشت. قرار بود که امروز کشتی از روسیه به ساحل ترابزون بیاید چون تعداد آنها 2 فروند بیشتر نیست یکی خراب شده و دیگری امروز نیامد لذا تصمیم گرفته شد که به منطقه جنگلی و ییلاقی و باستانی زیبای ترکیه به نام «ماناستری» که حدود 46 کیلومتر به سمت شرق است برویم. در طول مسیر دره های قشنگ که بی شباهت به دره سه هزار با رودخانه ها و پوشش جنگلی درختان ممرر، توسکا، راش و بلوط (شبیه جنگل شمال) که در فاصله تنک آنها سوزنی برگهای قطور و کهنسال پر کرده بود منظره های دلپذیری داشت. ماناستری یک قلعه حکومتی مربوط به سالهای 1380 میلادی (قرن چهاردهم) مربوط به امپراطوری بیزانس (روم شرقی) می باشد، یک قلعه بسیار دیدنی در شیب جنگلی کوهستان و جنب دیوارهای بلند و صخره های بزرگ (ارتفاع 1000 متر از سطح دریا) آن قرار گرفته . قلعه حدود 5 طبقه است که آثار هنر معماری قرون وسطی و نظام فئودالیته را در خود به یادگاردارد هر چند 30% آن به گذشت زمان تخریب شده همه تماشاکنندگان باید از یک پاکوپ معین جنگلی با شیب تند حدود 20 دقیقه از کف رودخانه خود را به این قلعه برسانند. رستورانهای زیادی در طول مسیر رودخانه دیده می شود که همه از چوب ساخته شده و هیچ گونه قطع اشجاری در هیچ کجا دیده نمی شود. رستوران، قلعه، جنگل و رودخانه همه تمیز بدون تخریب زیست محیطی و زباله می باشد . ساعت ترابزون یک ساعت و چهل و پنج دقیقه از ساعت ایران عقب تر است. عصر امروز به شهر آمدیم و پس از گردش در شهر در هتل محقری مستقر شدیم. صبح شنبه پس از صرف صبحانه سری به بازارهای ترابزون می زنیم. ترابزون شهری است بزرگ و پرجمعیت ، بزک های غربی، تلاش زیادی در ترک ها دیده می شود تا خود را در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی به غرب بچسبانند ، دورشدن از فرهنگ بومی و تقلید از ره آوردهای اروپا نوعی پز و افتخار برای آنها به حساب می آید. به هر روی عصر امروز به سوی گمرک می رویم و اتوبوس ما همراه تریلی ها و سایر ماشین های سنگین وارد قسمت تحتانی کشتی شده و خودمان نیز به اطاق های مخصوص خواب این کشتی می رویم تا به سوی روسیه برویم. قبل از ورود به روسیه لازم است تا اطلاعاتی از این کشور داشته باشیم. « پیشینه ی تاریخی روسیه» روسیه از زمانهای ما قبل تاریخ بویژه سیبری آن مسکونی بوده و اقوام گوناگونی در طی اعصار تاریخ به این سرزمین مهاجرت نموده اند در سالهای قبل از میلاد روسیه میدان تاخت و تاز اقوام متعددی مانند اسلاوها، گوت ها، هون ها، آوارها، قوم یهودی خزرها، قرار گرفت و هر کدام دولت هایی در این سرزمین داشتند. در قرن سیزدهم میلادی تاتارها (مغولان) بخش وسیعی از این کشور را در تهاجمات خود ویران کردند و درهمین زمان از طرف شمال نیز سوئدی ها آن را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند. در قرن پانزدهم استقلال یافت و در مسیر توسعه قرار گرفت از 1612 تا 1917 خاندان رومانوف تزار روس بر روسیه حاکیمت داشتند در سال 1698 بطرکبیر امپراطور روس شد، سن پطرزبورگ را بنیان نهاد و آنجا را پایتخت خود نمود. در قرن هجدهم دومین قدرت جهان پس از انگلستان گردید. در سال 1813 به دنبال جنگ روسیه با ایران در دوره قاجاریه میان دوکشور پیمان ترک مخاصمه جنگ (پیمان گلستان) منعقد گردید، اکثر نواحی قفقاز به روسیه واگذار شد . در سال 1828 نیز به دنبال پایان دومین دوره جنگهای ایران و روس و انعقاد پیمان ترکمان چای بخش وسیعی از ارمنستان ایران و طالش شمالی نیز ضمیمه خاک روسیه شد. از جمله ترکمنستان ، ازبکستان، تاجیکستان ، قرقیزستان، قزاقستان و غیره (قسمت های مهمی از آنها که قبلاً جزء و یا تحت نفوذ ایران بود به روسیه منضم گردید) . در سال 1867 روسیه آلاسکا را به مبلغ 2/7 میلیون دلار به آمریکا فروخت و در سال 1905 میلادی روسیه از ژاپن شکست خورد که موجب شورش های داخلی علیه تزار گردید که در به انقلاب 1905 میلادی روس معروف شد. در سال 1917 روسها علیه حکومت ارتجاعی و اختناق نیکولاس دوم تزار روس قیام نمودند و در شرایط جنگ جهانی اول که دولت روسیه ضعیف شده بود کل اعتصابات واقدامات انقلابی بدست بلشویک ها (اکثریت) که رهبری آنها را شخصی به نام ولادیمیر ایسلیچ اولیائف معروف به لنین به عهده داشت دولت تزار را سرنگون کرد. آنها در اکتبر سال 1917 رسماً قدرت را بدست گرفتند و حکومت دیکتاتوری پرونتاریا(کارگران) را اعلام نمودند و این کشور از این پس شوروی نامیده شد که نخستین کشور کمونیستی با بنیانهای ایدئولوژیکی مارکسیسم، لنیسم، در جهان بوده . در سال 1924 پس از مرگ لنین، استالین به قدرت رسید در دوران او در سال 1941 آلمان نازی (فاشیستها) به این کشور حمله کردند . روسها پس از 4 سال جنگ با دادن حدود 20 میلیون کشته و ویرانه بیش از 5 هزار شهر خود آلمانها را از کشور بیرون راندند و به همت سایر ملل آنها را در خاک آلمان نابود نمودند. با پایان کار آلمان و جنگ جهانی دوم، نفوذ شوروی در کشورهای اروپای شرقی آغاز گشت (کشورهایی که در طول جنگ حکومت های شان سرنگون شده و قدرت به دست مردم افتاده و تشکیل دولتهای سوسیالیستی و یا دموکراتیک داده بودند) . توسعه و نفوذ دولت شوراها در اروپا و آسیا و کلاً در جهان به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی موجب افزایش تسلیحات در جهان سرمایه داری و سابقه تسلیحاتی بین دو اردوگاه سوسیالیزم به هژسونی و رهبری اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و یا اردوگاه کارو سرمایه داری یا امپریالیستی به سردمداری ایالات متحده امریکا شد. پس از مرگ استالین (1953) مالنکوف، بولگانین، و بالاخره خروشف روی کار آمدند. و در سال 1964 لئونیدبرژنف پس از برکناری خروشف دبیر کل حزب کمونیست شوروی روی کار آمد تا سال 1982 که در گذشت . سالهای جنگ ستارگان و جنگ سرد و رقابتهای دو کشور آمریکا و شوروی بر سر تولید سلاح های هسته ای و کشتار جمعی بوده است . پس از پرژنف یوری آندره پوف به حکومت رسید و دیری نپائید که میخائیل گورباچف به دبیر کلی حزب رسید (همه رئوسای جمهور این کشور تا این تاریخ از مقامات ارشد حزب کمونیست (دبیرکل) انتخاب می شدند) . گورباچف بنا به ضرورت تاریخی جامعه تک حزبی شوروی اصلاحات خود را تحت عناوین گلاسنوسک و پروستاریکا یعنی اصلاحات اقتصادی- سیاسی و اجتماعی تئوریزه نموده واین آغاز ریزش جامعه و حکومت شوراها بود که به زودی با کودتای یلتیسن ، به عنوان یکی از عوامل نفوذی سالیان سال سازمان اطلاعاتی ایالات متحده امریکا ( CAI ) قدرت را در دست گرفته و فروپاشی شوروی را شتاب جدی تری بخشید که حاصل آن جدا شدن همه جمهوری هایی بود که بصورت اتحاد جمهوری های هم مسلک دور کشور مادر بصورت اقماری گرد آمده بودند و یکی پس ازدیگری اعلام استقلال نموده و سرانجام در یک پروسه پرشتاب و تنش و جنگ های داخلی تنها روسیه از آن همه سرزمین باقی ماند. امروز همه کشورهای تازه به استقلال رسیده (در دهه 90 میلادی) سمت گیری خود را به سوی بازار و درهای باز (در مقابل دیوار 70 ساله آهنین و اقتصاد دولتی و تعاونی و کالخوزها و ساوخوزهای روستایی) آغاز نموده و مالکیت خصوصی و بخش خصوصی در حال رشد می باشد و حاکمیت ایدئولوژیکی و تحمیل عقاید (به صورت تک بعدی و تک حزبی) به بایگانی تاریخ سپرده شد. فدراسیون روسیه پهناورترین کشورهای جهان است 17075400 کیلومتر مربع که در نیم کره شمالی در مجاورت قطب شمال و اقیانوس آرام و منجمد شمالی و دریاهای سفید، بارنتز، لاپتف، کارا، برینگ، اُختُسک، سیاه، ژاپن و ... واقع شده است. کوه های آن عمدتاً در جنوب واقع است مانند قفقاز، قفقاز کوچک و اورال در غرب، دارای فلاتهای پهناوری مانند سیبری و جنگلهای بسیار حاصل خیز و وسیعی در اطراف رودهای خود مانند ولگا، دنیپر، دنیستر، اوب، اورال، دن، ینی سنی، و ... می باشد. به دلیل گستردگی در عرض جغرافیایی دارای آب و هوائی گوناگون می باشد که از سرد شمالی تا گرم جنوبی کشیده شده است. بلندترین نقطه آن البروس 5642 متر می باشد که قبل از تجزیه بلندترین قله آن کمونیزم 7495 بوده است. طولانی ترین رود آن اوب، ایرتیس،(5409) کیلومتر می باشد . نژاد مردمان آن سفید از تیره های روسی 87% ، تاتار 2/3% و اوکراینی ها 5/1% و غیره می باشد. پایتخت روسیه مسکو می باشد که دارای 10 میلیون نفر جمعیت می باشد. واحد پول آن روبل (Rbl) می باشد مساوی 100 کوپک، و یک روبل مساوی 300 ریال و حدود 150 میلیون نفر جمعیت این کشور می باشد. شهرهای مهم: سنت پترزبورگ، نورسیبرسک، نیژنی نوگورود، یکاترینبورگ، و نوع حکومت جمهوری فدرال چند حزبی با دو مجلس قانون گذاری می باشد. کشورهای تازه به استقلال رسیده از شوری سابق به شرح زیر میباشد: 1. آذربایجان مرکز باکو 2. ارمنستان مرکز ایروان 3. ازبکستان مرکز تاشکند 4. استونی مرکز تالین 5. اوکراین مرکز کیف 6. روسیه سفید مرکز مینسک 7. تاجیکستان مرکز دوشنبه 8. ترکمنستان مرکز عشق آباد 9. قرقیزستان مرکز بیشک 10. قزاقستان مرکز آلماآتا 11. گرجستان مرکز تفلیس 12. لاتوی مرکز ریگا 13. لیتوانی مرکز ویلنیوس 14. مولداوی مرکز کیشی لف 15. فدراتیو روسیه مرکز مسکو کشتی ساعت 5/10 شب به حرکت درآمد کم کم چراغ های ترابزون کم نور و کوچک می شد تا این که در میان تاریکی دریا قرار گرفتیم تقریباً اکثر مسافرین به عرشه کشتی آمده بودند و تا ساعت 3 بعد از نیمه شب مسافرین روی عرشه به آواز و شادمانه و پای کوبی مشغول بودند و ما به دلیل خواب آلودگی زودتر به اتاقهای خود رفتیم . اتاقهای بسیار کوچک 2 نفره و گرم بدون داشتن امکانات تهویه ای اما دیری نپائید که اکثر مسافرین چون نتوانستند گرمای اتاقک ها را تحمل کنند به عرشه آمده تا در هوای آزاد روی عرشه دراز کشیده و یا بیاسایند. دریای سیاه زیر نور درخشان قرص کامل ماه و چشم انداز زیبای شب ترابزون که هر لحظه چراغ آن کم فروغ تر می شد و کشتی که آرام آرام سینه دریا را می شکافت و دلفین ها در اطراف با بازیگوشی و معلق زدن از آب بیرون می آمدند و صدای آواز شب زنده داران کشتی مجموعه دیدنی را به نمایش می گذاشت. پس از چند ساعت کم کم روبروی ما چراغ هایی می درخشیدند چراغهای شهر سوچی بود که به سوی آن می شتافتیم. ساعت 5/6 صبح به بندر زیبا و دیدنی سوچی رسیدیم و حدود 2 ساعت در گمرک آن معطل تشریفات ورودی شدیم. چون روسها در اجرای قوانین خود بی گذشت و سخت گیرند البته فرهنگ غلط اخاذی کم کم جای آن قوانین آهنی را پر می کند. بندر ترابزون ساحلی پست داشت اما سوچی یک شهر ساحلی بلند و جنگلی است که با شیب ملایم به ساحل می رسد ، ساحلی زیبا کم نظیر و بدون زباله و آبی صاف و زلال این شهر حدود 140 کیلومتر ساحل دارد که در بیشتر خط ساحل آن امکانات تفریحات ساحلی رایج دنیا دیده می شود. شهر سوچی در میان جنگل بنا شده و پوشش جنگلی آن دقیقاً با جنگلهای شمال هیچ فرقی ندارد گاهی دیده شده که در وسط شهر خیابان یک درخت کهنسال را دور زده و درخت را در مسیر جاده قطع نکرده اند . سوچی پارک جنگلی است که درون آن یک شهر باستانی بنا شده با رعایت همه معیارهای شهر سازی و بناهای تاریخی ، مجسمه های فراوان و آثار طبیعی بدیع، مردمانی شادو راحت که رابطه منطقی کار و تفریح را می شناسند. آثار نکبت بار فقر هنوز در اینجا گسترش جدی نیافته است اما میل به تقلید از فرهنگهای وارداتی در آن کم کم نفج می یابد. سکس، سیگار، و الکل بخش آشکار زندگی روسی است. امروز یکشنبه است در یک هتل 5 ستاره بزرگی در کنار ساحل سوچی اقامت داریم . عصر امروز تنی به آب دریای سیاه سپردیم و از شنا در آن آب شفاف و گرم و آرام لذت بردیم، اینجا تقریباً از ساعت 5 بعدازظهر کارها تعطیل می شود و تفریح شروع می شود . مردم به کنار ساحل که سرتاسر آن پلاژ و دیسکو احداث شده می آیند . از کنار ساحل یک باند آسفالت و یک خط راه آهن می گذرد. و شب منظره دریای سیاه در کنار ازدهام جمعیت دیدنی است. در این هتل صبحانه بسیار مفصل و متنوع تر از نهار سرو می شود ولی از شام خبری نیست و پس از صرف صبحانه ساعت 10 صبح با اتوبوس مان به سوی دهکده البروس حرکت می کنیم. از شهر زیبا و جنگلی شیب دار سوچی گذشته و کم کم روستاها که بصورت پراکنده اند ولی جمعیت در آن بصورت متمرکز و گاهی در آپارتمان های بلند که مربوط به دوران قدیم است ساکن اند دیده می شود و کمتر خانه های تک واحدی ویلایی دیده می شود. جاده ما از میان مزارع تعاونی های روستایی که بسیار وسیع و تقریباً مکانیزه بود می گذشت در طول 20 ساعت اتوبوس پیمایی چشم اندازها همه مزارع گندم، جو، آفتاب گردان، سویا و دهها محصول دیگر که با نظم و ترتیب دیدنی در حجم بسیار وسیع دیده می شد. از دشتهای سرسبز استاوراپول گذشته و وارد جمهوری قفقاز شدیم. چندین جا جاده را علیرغم اینکه راهنما و مترجم داشتیم اشتباه آمدیم و چند جا مأمورین ما را بازدید نمودند، با پشت سر گذاشتن شب سختی که با بی خوابی گذشت به صبح رساندیم. امروز به دهکده البروس آمدیم. ارتفاع اینجا 2070 متر است . اطراف پوشیده از جنگلهای سوزنی برگ می باشد و در بالاتر ها یخچالهای وسیع دیده می شود. هوای سرد و بارانی است و تقریباً چهره ی زمستانه به خود گرفته و ما در یک هتل قدیمی بزرگ که هیچ گونه ظرافت در بنای آن دیده نمی شد به نام هتل « چقت» مستقر می شویم. شوفاژهای اتاقها روشن است. صبحانه کامل و مفصلی در این هتل در انتهای سالن پذیرایی آن چیده شده که مخلوطی از سه وعده غذای شبانه روز است. امروز را که سه شنبه است قرار شد در اینجا استراحت کنیم. فردا با تله کابین به ارتفاع 3800 متری برویم. اطراف این هتل تله کابین های زیاد و پیستهای اسکی گوناگونی دیده می شود. اینجا محل تردد کوهنوردان گوناگون از اقصی نقاط دنیا و اسکی بازان می باشد. امروز چهارشنبه ساعت 5/9 صبح از هتل به قصد چادرگاه اول حرکت می کنیم ولی 2 ساعت در بیرون هتل به خاطر دیر صادرشدن مجوز صعود تیم ما معطل می شود. هوا نیمه ابری است. دیری نپائید که باران شدید همه ما را به داخل اتوبوس فرستاد. حدود 8 روز است که هنوز کاری نکردیم فقط اتوبوس پیمایی و خودرن و خوابیدن و تماشای مناظر مسیر که بیشتر وقت سوزی بخاطر تیمی است که از طرف سایپای ایران قرار است از طریق هوایی خود را به مسکو رسانده و از آنجا با قطار به اینجا بیایند که طبق برنامه 2 روز تأخیر دارند. هوای نامساعد و چند ساعتی انتظار سرانجام 1 بعدازظهر روز چهارشنبه 18 تیر ماه در هوایی بارانی هتل چقت را به مقصد بالا ترک کردیم. با اتوبوس به پای تله کابین رفتیم، (2500 متر) جایی که از تله کابین پیاده شدیم ارتفاع سنج ما 3100 متر را نشان می داد. از آنجا با تلهسییژ در هوای برفی تا در ارتفاع 3600 رفته و آنگاه پس از 2 ساعت کوهپیمایی در مسیر با شیب ملایم خود را به اردوگاه بزرگ و وسیعی رساندیم که پر از کوهنوردان با ملیتهای گوناگون بود. 14 جان پناه که هر کدام حدود سی کوهنورد را در خود جا داده بودند چون ترافیک سنگینی را داشت اطراف نیز چادرهایی برپابود. ناگزیر به ارتفاع 4200 متری رفتیم، در اینجا چند پناه گاه وسیع دیده می شد که یکی از آنها 2 طبقه بود با اتاقهای پر تعداد خیلی از کوهنوردان با تجهیزات فراوان بدون تعجیل برای صعود اینجا جا خوش کرده بودند. روزها مقداری کوهپیمایی می نمایند و بعد ابه کمپ خود برمی گردند تا سازگاری لازم را با محیط و شرایط مناسب بدنی را بدست آورند و آنگاه به سوی قله حرکت نهایی را انجام دهند. اینجا هم چادرهای فراوانی به علت شلوغی جمعیت و ظرفیت کم پناه گاهها برپا شده است ، ما در طبقه بالای یکی از پناه گاه ها مکانی را اجاره کردیم، از قرار شبی 200 روبل که همه اعضای تیم در آنجا جمع شدند. ساعت 2 شب پنج شنبه بیدارشدیم و پس از صرف صبحانه و آماده حرکت شدیم . تیم ما ساعت 4 صبح به حرکت در آمده و لحظاتی بعد کرامپول ها را به دلیل یخ زدگی مسیر به پا کردیم و علیرغم بارش برف تازه لایه زیرین بلورین بود. کلاً مسیر تا قله شیب یکدست بدون کم شدن ارتفاع می باشد در طول راه حدود ساعت 7 صبح بود که 4 نفر از بچه ها برگشتند (چون سازوبرگ مناسب نداشتند) و از مجموعه 15 نفر 9 نفر توانستیم خود را به قله برسانیم. ساعت 3 بعدازظهر بود . در یک هوای نیمه ابری که گاهی آفتاب داغ به سراغ مان می آمد ، به قله رسیدیم . قسمت چکاد قله جای چندان مناسبی برای ایستادن پر جمعیت نیست باد شدیدی می وزید و آن سوی قله یخهایی که بر اثر حرکت ، حفره ها و شکافهایی بین آنها ایجاد شده و هر کدام را به صورت ابعاد مکعب بزرگی در آورده بود برای ما که اولین بار چنین منظره های جالبی را به مانند آن در کوه های ایران ندیده بودیم بسیار دیدنی بود. در قسمت چکاد قله هنگامی که باد شدیدی وزید پرچم و پارچه های خود را بیرون آورده و لحظات را با عکاسی و فیلم برداری ثبت خاطره نمودیم. قله دوقلوی البروس که تقریباً در کنار هم واقع اند حدود 2 کیلومتر فاصله آنهاست یکی 5642 متری قرار دارد که همه در رشته جوان و زیبای قفقاز واقع اند. رشته قفقاز در روسیه دارای قلل فراوان و نوک تیز و پربرف می باشد دیوارهای صعود نشده زیادی دارد. از نظر سرما و برف چون در عرض بلند جغرافیایی قرار دارد سردتر از ایران است. مثلاً تیرماه از 2500 متر یخچالهای آن مشاهده می شود و چهره اردیبهشت کوه های ایران را دارد. «قفقازCaucasus رشته کوه بلندی است که در یک امتداد تقریباً 950 کیلومتری بین دریای سیاه در غرب و دریای مازندران (خزر) در شرق قرار گرفته است . قفقاز از جنوب به جمهوری آذربایجان و گرجستان، از شمال به چند جمهوری کوچک روسیه محدود می شود. این کوه ها مرز جغرافیایی اروپا و آسیا هستند. به این عنوان بلندترین کوه های قاره اروپا به شمار می آیند. بلندترین قله های قفقاز البروز یا البروس (5642 متر) است و کوههای قفقاز مرکزی در حدود 1000 متر از همتاهای الپی خود بلندتر هستند. این رشته کوه به سه بخش طبیعی تقسیم می شود. قفقاز غربی، قفقاز مرکزی، قفقاز شرقی. هر سه بخش دارای قله های بلند است . هوای منطقه بیشتر اوقات متغیر و در غرب مرطوب تر از شرق است . برف () در قفقاز بالاتر از آلپ ها و یخچالها کوچک تر هستند. قفقاز غربی به گردنه کلوخور Klukhar pass منتهی می شود . بهترین قسمت آن برای سنگ نوردی، قسمت شرقی، و بلندترین قله آن دمبای – لگن (Dombai-ulgen) 4047 متر است. قفقاز مرکزی از گردنه کلوخور تا گردنه کرستووی (Krestory pass) را شامل می شود. این منطقه در برگیرنده ی بلندترین قله های قفقاز و مورد توجه بسیار سنگ نوردان است. دیواره ی بزینگی (Bezingi) با 1800 متر ارتفاع و 13 کیلومتر طول در این بخش قرار دارد. قله های قابل توجه بسیاری در این بخش وجود دارد. آتش فشان خاموش البروس (Elbrus) دیچ تائو (Dychtau) (5203 متر) کازبک(Kasbek)(5047 متر) و ... در این قسمت واقع اند. قفقاز شرقی در شرق گردنه کرستووی قرار دارد . و نسبت به دو بخش دیگر، خشک تر است . قله های آن جدا از هم و کمتر مورد توجه سنگ نوردان است. بلندترین قله آن ، تبولوس متا (Tebulos – mta) (4494 متر) است. گذشته از فعالیتهایی که برای نقشه برداری در منطقه انجام شده کوهنوردی در قفقاز با دیدار فرشفیلد (Freshfleld) مور(Moore) و تاکر(Tucker) در سال 1868 آغاز شد . این کوهنوردان انگلیسی تمامی منطقه را شناسایی و قله های البروس و کازبک را صعود کردند. آقای آقا بالایی همراه مان نبود چون منتظر بچه های تیم سایپا بود و مسئولیت برنامه را به آقای عباس ملی نژاد که خود مسئول یک تیم چهار نفره از بانوان دانشگاه آزاد بود سپرده بود. طول مسیر بسیار زیاد می نمود و طولانی تر از مسیر شمالی دماوند قله کوچک البروس در آن کنار که نظاره گر ما بود ، حدود 2 ساعت راه با ما فاصله داشت ، اما کی حال و حوصله ی آن را داشت که با وقت کم آن را نیز صعود کند. به هر روی ما به سمت پائین سرازیر شدیم کل تیم در هنگام فرود از هم جدا شدند معمولاً در اکثر صعودهای ایران هم این متداول است که افراد پس از صعود هنگام فرود دیگر نظم صعود را از دست می دهند و کم کم فاصله ها را زیاد می کنند و چه بسا که بخاطر مه گرفتگی یا کوک دچار حادثه می شوند و هرگز به چادر نمی رسند. فرود از شیب البروس با کلنگ و سرخوردن امکان فنی را می طلبد و نفر باید کار آزموده باشد. لذا بهتر است که با اصول درست گام برداری روی شیبهای بخچالی با طمئنینه همه با هم فرود نمایید. ساعت 8 شب یکی یکی به پناه گاه رسیدیم، عده ای خیلی دیرتر در هوای تاریک و مه گرفته که عصر امروز همه جا را فرا گرفته فرود آمدند. چون مسیر پرتردد است کم مخاطره می نماید. یکی از خانم های همراه تیم بدلیل نداشتن عینک UVX در قسمت انتهای برنامه دچار برف کوری شد و حتی بسیار ناراحت به نظر می رسید و چند تایی هم بدون این که صورت خود را پوشانده یا کرم بمالند دچار سوختگی شدند (در هوای مه و ابر هم در ارتفاع بالا خورشید بصورت نامریی با تابش خود موجب آفتاب سوختگی قسمتهای لخت بدن شده بود مثل آرنج، یا صورت و هر جای دیگر) . ساعت 11 شب بود که آقای آقا بالایی با بچه های تیم سایپا به پناه گاه آمدند و پس از 2 ساعت استراحت به سوی قله ره سپار شدند و صبح هنگامیکه از خواب بیدار می شدیم متوجه برگشتن بچه ها شدیم و تا ساعت 8 صبح که مشغول صرف صبحانه بودیم آخرین نفرات از برنامه برگشته بودند (چون آن شب پس از یک ساعت هوا نامسائد شد و افرداد هم خسته راه بودند و تمرین لازم را نداشتند لذا برنامه سختی را پشت سر گذاشتند، سخت تر از دیروز مان) امروز با کوله های خود به ارتفاع 3700 متر رسیدیم و منتظر شروع به کار تله شیر شدیدم. آقای قبادی با دف و آواز خود حدود چند ساعتی ما و سایر کوهنوردان خارجی را به خود مشغول نمود، در یک هوای صاف و آفتابی و در کنار جان پناه های اینجا بچه ها به پایکوبی و رقص و آواز محلی پرداختند. با سه ایستگاه سوا و پیاده شدن به 2500 متر رسیدیم و از آن جا هم با اتوبوس به هتل آمدیم و ساعت سه بعدازظهر روز جمعه است تا عصر امروز در محوطه هتل به تماشای مناظر اطراف نشستیم ، امشب جشن صعود را در یکی از اتاقهای بچه ها برگزار می کنیم. (ساعت اینجا نیم ساعت عقب تر از ساعت ایران است) ساعت 5/6 صبح روز شنبه این جا را به قصد سوچی ترک نمودیم. سر مرز «کاباردنیا بالکاریا» 2 ساعت معطل شدیم چون آنها باید ما را بازدید کامل می کردند. پس از 2 ساعت اتوبوس ما در شهر «پتی گورسک» توسط پلیس 2 ساعت هم پس از بررسی های لازم اجازه حرکت داده شد. اینجا معطل شده ناگزیر همین جا نهار خوردیم. ساعت 3 بعد ازظهر به راه افتاده و از شهرهای نارچیک، پتی گورسک، مین ودا، کیس لودسک، آرماویر، مایکوفکی، کرپوتسکی، کراسنودک، کاویاج کلوچ ، دوآپ، توآپ، و سرانجام با گذشتن از دشتهای زیبا ی استاوراپول به سوچی رسیدیم. پلیس که در بین این شهرها برای کنترل رانندگی وقت زیادی از ما می گرفتند . ساعت 12 شب در یک رستوران کوچک بین راهی شام را صرف نمودیم آنها در حین صرف شام برای مان با آکاردئون نواخته و عده ای هم به پایکوبی مشغول شدند و سرانجام ما با چشمان خواب آلود سوار اتوبوس شدیم . ساعت 5/9 صبح به شهر سوچی رسیدیم تازه خود را آماده کرده بودیم طبق قرار و تقویم برنامه یک روز کامل را در سوچی بمانیم که بلافاصله خبر رسید کشتی مربوطه فقط امروز حرکت دارد وگرنه تا 4 روز دیگر این امکان وجود ندارد که برگردیم. ناچار با عجله به بندر رفته و مراتب و تشریفا خروج را در گمرک انجام دادیم. ساعت 3 بعدازظهر کشتی در هوای نامساعد حرکت نمود و نیمه های شب چند تن از بچه ها به دلیل خرابی هوای دریا و مواج بودن آب دچار دریا زدگی !(سرگیجه و استفراغ) شدند، آن شب را با کم خوابی به صبح رساندیم . ساعت 5/4 صبح به بندر ترابزون رسیدیم پس از مقداری خرید از شهر ترابزون که بیشتر لباس بود و چندان فرقی به لحاظ قیمت و کیفیت با ایران نداشت ، ساعت 12 ظهر به سوی ارزرم حرکت نمودیم . ساعت 7 غروب ارزرم بودیم . 2 ساعت در شهر گردش کردیم و بعد از آن ساعت 4 صبح به مرز بازرگان رسیدیم و مراحل خروج و ورود را طی نمودیم . ساعت 6 صبح به سوی ایران رهسپار شدیم . ساعت 5/10 صبح به تبریز آمده و از تبریز با پرواز به تهران آمده و از آنجا به سوی تنکابن که ساعت 8 شب بود ومورد استقبال کم سابقه کوهنوردان عباس آباد و تنکابن قرار گرفتیم. برج اصلی قله در پشت قله های کاذب پنهان است. مسیر معمولی صعود از جبهه ی شمال شرقی آن است که با شیب نسبتاً تند و گاهی اریب (Traverse) طولانی تا به قله می رود . در تمام طول مسیر نیاز به کرامپول می باشد و هیچ کار فنی در این مسیر نیاز نیست. پوشاک استاندارد و گرم و کفش دوپوش از ملزومات است. سایر تجهیزات همان لوازمی است که مثلاً برای صعود شمال دماوند نیاز است. عینکها ضد آفتاب و کرم های مربوطه دستکشها و پولارها و کلاهها و باطوم و کلنگ و سایر سازوبرگهای ریزودرشت در همه این گونه برنامه ها لازم است. غذای برنامه از طرف آژانس طرف قرار داد تأمین خواهد شد و همین طور چادر و امکانات شب مانی، دوربین های عکاسی و فیلم برداری و باطری های مربوطه، پول روسی یا دلار و داروهای مورد نیاز هر نفر ، لباس شهری دو دست، لباس زیر و رو ، لواز م بهداشتی شخصی و دمپایی و موبایل و غیره، بهتر است همراهمان باشد. هزینه سفر 850 دلار بود و هر دلار 9200 ریال و هر روبل 345 ریال با دلار 9200 ریالی می باشد.
|




