|
جنگل نشينان چه كساني هستند؟ |
|
|
|
نویسنده مدیر
|
قدمت جنگل نشيني و كوه نشيني به مراتب بيشتر از جلگه نشيني منطقه شمال به ويژه تنكابن ميباشد، از ازمنه باستان تاكنون به همه آن كساني كه در ارتفاعات البرز شمالي از جنگل تا كوه پايهها و كوهستانهاي آن زندگي ميكردند و به كار گله داري مشغول بودهاند «گالش» يا گالشها ميگفتند كه عمدتاً زندگي كوچ نشيني دارند؛ در فصل زمستان به همراه دامهاي خود به مناطق جنگلي و روستاهاي جنگلي بر ميگردند (قشلاق ) در فصول ديگر كه زمين مستعد تعليف چارپايان آنهاست به مناطق كوهستاني ارتفاعات بالاي 1500 متر تا 3800 متر به مرور بالا ميروند كه اين نوع كوچ را (ييلاق) ميگويند عمدتاً كوچ آنها خانوادگي نيست برعكس عشاير آنها ماههاي زيادي دور از خانواده در ميان كلبههاي چوبي يا سنگي خود به نام «سرا» به سر ميبرند. خانواده آنها در ميان بند تا جنگلهاي تنك يا روستاهاي مرتعي پايين دست به كار كشاورزي مانند فندق، چاي گندم كاري، جو و يونجه و حتي پائين ترها به كشت برنج و مركبات مشغول هستند.گالشها مردماني سخت كوش، پرتوان، زحمت كش، بي تكلف و متواضع و كم توقع اند كه بيشتر عمر خود را به كوه گردي جهت تعليف حيوانات خود مانند گاو، گوسفند، بز، اسب و غيره مشغولند. در دنياي آنها خبري از زندگي لوكس و ماشين و فناوري روز و صنعت نيست، آنها از حداقل امكانات بهداشتي، پوشاك ، مسكن و هرگونه امكانات رفاهي محروم اند و از نظر تغذيه فقط از فرآوردههاي دامي ارتزاق مينمايند، ( مناطق گالش نشين تنكابن مربوط به ارتفاعات دوهزار و سههزار ميباشد.) فرهنگ خاص خود را دارند، گويش آنها گيلكي و شيوه زندگي آنها كاملاً سنتي مربوط به نحوه زندگي قرون بسيار گذشته و شايد به اعصار نخستين تقسيم اجتماعي كار بشر پس از اهلي نمودن حيوانات برميگردد. آنها فرهنگ ديرپاي خود را كاملاً محفوظ نمودهاند در گويشها ونامهاي وسايل كار و غيره كاملاً به زبانهاي گذشته تكلم دارند پوشش آنها، نحوه سازوكار آنها همه و همه حكايت از آن را دارد كه در مقابل همه برخورد هايي كه فرهنگ هاي غير بومي به فرهنگ بومي نموده مقاومت نموده و از اصالت خود دور نشدهاند.حيوانات آنها كه حدود 4 ماه از سال را در طويلهها به دليل سرماي شديد و نبودن علف در مراتع به سر ميبرند از ذخيره آذوقههاي طبيعي مانند پيلههاي درخت ليلكي و علوفههائي كه در تابستان از زمينهاي اطراف اقامتگاه دائمي خود تهيه نمودند و يا سرشاخههاي پربرگ و تازه را كه خشكاندهاند و در سالهاي اخير با خريد كاه و كُلش (ساقه برنج) زمستان را سپري مينمايند.از اماكن گالشها ميتوان به كُلام (كلبههاي چوبي) پَره (محل خوابيدن گالشها) مالينگا (محل نگه داري دامها) پُرام سرا (محل نگه داري حيواناتي كه شير نميدهند) وَرِه مالنگا و پُرام مالِنگا نام برد در تقسيم كار خود هر كدام وظيفهاي خاص را به عهده دارند اصطلاحات زير مربوط به همين تقسيم كار ميباشد:مسئول برهها (وَره گالش) مسئول برههاي يكساله (كوي گالش) مسئول گوسفندان شيرده (رَمه گالش) مسئول بقيه گوسفندان (نرگالش) نگهدارنده بزها را (بزگالش) گويند. به صاحب گوسفند سراها (سرگالش) به مدير داخلي و هماهنگ كننده وظايف گالشها (كلام سلار يا كلام سالار) گويند. در مورد گاوداري هم تقريبا به همين ترتيب تقسيم كار شدهاست . پرویز مشهدی
1- اصطلاحات داخل پرانتز گویش بومیان می باشد
|